خانه » پروژه » روانشناسی و اجتماعی » دانلود پروژه ارتباطات
دانلود پروژه ارتباطات

دانلود پروژه ارتباطات

ارتباطات
فهرست مطالب
فصل اول ۵
نظریات سرژچاکوتین ۵
مقدمه ۶
.. ۷
چگونگی شکل گیری نظریه ها ۷
سیر مطالعات ارتباطی از آغاز تا امروز ۸
دو رویکرد در مطالعات ارتباطی ۱۱
شکل گیری نظریات ارتباط جمعی ۱۴
الف)نظریات ابتاطی با منشا روانشناسی (گوستاولوبون-گابریل تارد) ۱۴
عوامل تشکیل دهنده ۱۵
نظریات ارتباطی با منشا جامعه شناسی ۱۸
۱-ارتباطات محدود است (کوچکی جمع) ۱۹
خصوصیات گزل شافت ۲۰
۱-وسعت جامعه ۲۰
۳-اراده سنجیده ۲۰
تونیس و مطبوعات ۲۰
۲-ماکس وبر ۲۱
ماکس وبر و مطبوعات ۲۲
ارتباطات و تبلیغات سیاسی ۲۳
نظریات سرژ چاکوتین ۲۳
پیشگامان مطالعات و نظریات تجربی در حوزه ارتباطات ۲۴
نقد دیدگاه لاسول ۲۶
امکانات ارتباطی در نظام سرمایه داری، ۲۷
۲-پل لازارسفلد ۲۸
رهبران افکار، ۲۹
فصل دوم ۳۰
نظریه های تحول تاریخی وسایل و شیوه های ارتباطی ۳۱
۱-ژان کلوتیه ۳۱
۲-ارتباطات نخبگان: ۳۱
۳-ارتباطات رادیویی (توه ای): ۳۱
۴-ارتباطات فردی: ۳۱
انتقادهای وارد شده به اندیشه مک لوهان ۳۵
۳-دیوید رایزمن ۳۶
۴-«اینیس» (نظریه موزاییکی) ۳۷
۵-آلوین تافلر ۳۸
جدول شماره ۱ ۴۳
نظریه های مربوط به تاثیر پیامهای ارتباطی ۴۴
الف – پیام های اقناع کننده ۴۵
۱-نظریه تزریقی  H ypoderamic. T ۴۶
انتقادهای وارده به نظریه تزریقی ۴۶
۲- نظریه استحکام یا تاثیر محدودT   Limited Effect. ۴۷
انتقادهای وارده به نظریه استحکام: ۴۸
۳-نظریه استفاده و رضامندی (نیازجویی) با استفاده و خشنودیT   .‍‍ Useand Gratification ۴۹
عناصر الگو ۵۲
نیازها و انگیزه ها ۵۲
رضایت ۵۲
انتقاد وارده به نظریه نیازجویی ۵۴
۴-نظریه برجسته سازی Agenda-Setting.T ۵۴
انتقادهای وارده به نظریه برجسته سازی ۵۵
۵- نظریه وابستگی مخاطبان Dependent Audience.T ۵۵
خصوصیات این نظریه ۵۶
انتقاد وارده به نظریه وابستگی مخاطبان ۵۶
۶- نظریه شکاف آگاهی Knowledge gap.T ۵۶
۷-نظریه کاشت Cultivation.T ۵۸
برخی دیگر از دیدگاههای افراطی درباره وسایل ارتباط جمعی ۵۹
۸-نظریه انگ Stigmata.T ۶۰
۹-نظریه تکمله SUpplementaion.T ۶۱
فصل سوم ۶۲
انواع نظریه ها در مطالعات وسایل ارتباط جمعی ۶۳
۳-تئوری کاربردی Working.T ۶۳
۴-تئوری عقل متعارف Commonsense.T ۶۴
ب) نظریه های علمی – اجتماعی ۶۵
۱- نظریه های جایگزین رسانه و جامعه Alternative.T ۶۵
سلطه جویی در مقابل کثرت گرایی ۶۷
گرایش های گریز از مرکز و متمایل به مرکز رسانه ها ۶۷
رسانه یا جامعه، کدامیک محرک اول است؟ ۶۸
۲- تئوری میانجی Mediation.T ۷۰
توضیح نمودار تئوری میانجی ۷۲
ج) نظریه های انتقادی و رادیکال : ) (critical Theories ۷۴
۱- مارکسیم کلاسیک: (orthodox Marxism) ۷۴
۲- نظریه اقتصاد سیاسی رسانه ها :(Political Economic.T) ۷۴
۳- مطالعات فرهنگی 🙁 cultural studies) ۷۵
۴-مطالعات فرهنگ توده :Massculture Studies)) ۷۵
۵-مکتب فرانکفورت : (Frankfurt school) ۷۶
دیدگاههای ارتباطی اصحاب فرانکفورت ۷۸
نظریات هربرت مارکوزه ۸۰
نظریات یورگن هابرماس ۸۰
دو خصلت متمایز نیروها و روابط تولیدی ۸۳
از خود بیگانگی در نظام سرمایه داری ۸۵
عقلانیت، جریان مسلط بر جامعه نوین ۸۶
تکنولوژی، تجسم عقلانیت ابزاری ۸۶
الگوی معرفت شناسی هابرماس ۸۸
روش های دوگانه در علوم اجتماعی ۹۰
تمایز میان کنش استراتژیک و کنش ارتباطی ۹۱
عقلانیت کنش ارتباطی ۹۴
چهار نظریه برای وسایل ارتباط جمعی ۹۷
طبقه بندی نظریه های هنجاری از دیدگاه «دنیس مک کوئیل» ۹۹
۱-تئوری استبدادی: ۹۹
اصول اصلی (بایدها) ۹۹
اشکال کنترل دولت بر مطبوعات ۱۰۱
اصول اصلی (باید ها) ۱۰۱
۳-تئوری مسئولیت اجتماعی: ۱۰۲
اصول اصلی (بایدها) ۱۰۲
۴-تئوری رسانه های شوروی: ۱۰۳
اصول اصلی (بایدها) ۱۰۳
۵-تئوری رسانه های توسعه بخش: ۱۰۳
اصول اصلی (بایدها) ۱۰۵
۶-تئوری مشارکت دموکراتیک: ۱۰۵
نظریه ها و دیدگاههای اندیشمندان ارتباطات درباره توسعه ۱۰۶
نـقد الگـوی لرنـر ۱۰۸
۳-کمیسیون مک براید ۱۱۱
۴-هربرت شیلر ۱۱۱
۵- آرماند ماتلارت : ۱۱۲

فصل اول
مقدمه
اهمیت و نقش نظریه در علم
مفهوم سازی
شکل گیری نظریه ها
سیر مطالعات ارتباطی
دو رویکرد در مطالعات ارتباطی
پیشگامان مطالعات ارتباطی
الف) نظریه های ارتباط با مساله روان شناسی
ب) نظریه های ارتباطی با منشاء جامعه شناسی
تبلیغات سیاسی
نظریات سرژچاکوتین
مطالعات و نظریه های تجربی
هارولد لاسول
پل لازارسفلد

مقدمه
ارتباط جمعی هم هنر‍‍‌‍، هم مهارت و هم علم است؛ گاهی مهارت است چون فنون اساسی و قابل یادگیری را دربرمی گیرد همچون کار با دوربین تلویزیونی یا یاداشت برداری از یک مصاحبه گاهی هنر است به این معنی که دربرگیرنده خلا  پنهانی مثل انتخاب یک عنوان جذاب برای یک خبر یا گزارش.
علم است به این معنی که می توان از اصول معین قابل اثباتی در کار ارتباط استفاده کرد تا پیام یا هر چیز دیگری با اثربخشی به اهداف از پیش تعیین شده، برسد.
ارتباط جمعی را نمی توان چه در بحث تکنولوژی و چه در بحث نظریه در یک یا دو جنبه محدود کرد، زیرا هنر پرسش های مهمی درباره ارتباط جمعی وجود دارد که به روش دیگری قابل بررسی نیستند. مگر با استفاده از «روش علمی».
نظریه ها و مفاهیم ارتباط جمعی پاسخی هستند به چیستی های چگونگی ارتباط جمعی، نظریه به معنی درک ما از چگونگی جریان امور است. نظریه این امکان را به ما می دهد که همیشه در مورد کاری که انجام می دهیم آگاهی و درک به همراه نظریه داشته باشیم.
نظریه پردازان حوزه علوم ارتباطات از گذشته تا کنون برای تبیین بسیاری از نظریه های ارتباط جمعی از فولکلور، عقل سنتی، و عقل متعارف استفاده میکنند، همانند آن چه که «دنیس مک کوییل» به آن اشاره کرده است.
اعتقاد نظریه پردازان علوم ارتباطات اینست که ما به هر حال همیشه به نوعی نظریه عمل می کنیم، پس چرا کوشش نکنیم که آن را به بهترین «نظریه» ممکن تبدیل کنیم. هدف «نظریه های ارتباط جمعی» بالا بردن درک ما از فرایند ارتباط جمعی است.
در این جزوه درسی سعی شده آن چه که در حوزه مفاهیم و نظریه های ارتباط جمعی به عنوان «اصول» یا مبانی، به ویژه «مکاتب» مطرح است؛ به گونه ای قابل درک در  ۳ فصل بیان شود.
آن چه که در این فصول آورده شده بر اساس سر فصل های درسی نظریه های ارتباط جمعی است و به منظور پر بار شدن مطالب سعی شده از کتب فارسی و انگلیسی موجود در حوزه نظریه ها و برخی جزوه های درسی سایر اساتید گرامی بهره گرفته شود.
آن چه که در فراگیری این درس تخصصی به دانشجویان گرامی توصیه می گردد؛ این است که یادگیری نظریه های ارتباط جمعی به دانشجویان کمک می کند تا دوره های کارشناسی ارشدی و حتی تحصیلات تکمیلی درک علمی از بسیاری رفتارهای ارتباطی رسانه و جامعه داشته باشند.
موفق باشید
..
چگونگی شکل گیری نظریه ها
اثبات گرایی یا «پوزیتیویسم»: بر اساس نظریه اثبات گرایی، هر تئوری از طریق مشاهدات تجربی ساخته می شود و علم مولود تجربه است. کثرت نمونه ها کافی است تا بتوانیم در آن مورد تئوری خلق کنیم. در این رهیافت، تئوری با مشاهده حسی آغاز و با اثبات تجربی، تکوین می یابد.
مشاهده ← فرضیه سازی← اثبات تجربی ←تئوری
ابطال پذیری: پوپر مبدع نظریه ابطال پذیری می گوید: تئوری، حدس و گمانی بیش نیست. وی به سؤال حدس چگونه در ذهن ساخته می شود؟ چنین پاسخ می دهد: هر انسانی نسبت به جهان اطراف خود، آگاهی دارد که البته در مقابل ناآگاهی او نسبت به جهان، ناچیز است. از برخورد آگاهی و ناآگاهی در ذهن، مساله به وجود می آید و برای حل مساله، حدس یا گمان زده می شود؛ بعد از حدس و گمان، وارد عالم خارج می شویم برای آزمون آن، البته نه برای اثبات تئوری مان بلکه برای ابطال آن ما باید به دنبال مواردی باشیم که تئوریمان را ابطال کند.
به اعتقاد پویر، تا زمانی که مواردی برای ابطال تئوری یافت نشد، آن تئوری را در حد فرضیه ابطال نشده می پذیریم. لذا از دیدگاه پویر، ما مشاهده عریان نداریم و تمام مشاهدات ما مسبوق به تئوریمان هستند. ذهن انسان مانند یک نقاش عمل می کند نه مانند یک دوربین عکسبرداری.
«پوپر» می گوید ما در علم، دو مرحله داریم:
۱- مرحله گردآوری و شکار
۲-  مرحله داوری
در مرحله گردآوری یا شکار که مرحله فرضیه سازی است می توان علایق، باورها و ارزشهای خود را دخالت داد. این مرحله، الزامأ عینی نیست. در این مرحله ما تئوری را می سازیم و بعد وارد مرحله دوم که مرحله داوری است می شویم و تئوری خود را به آزمون تجری می سپاریم. هر آنچه که در عالم تجربه ابطال شد دور می اندازیم و بقیه را به عنوان تئوری ابطال نشده می پذیریم. لذا علم، محکوم تجربه است؛ آنچه علم را علم می کند مرحله داوری است نه مرحله گردآوری، پویر معتقد است علم یک فرایند انباشتی و تکاملی است و داوری تجربی باعث عینیت علم می شود.
پارادایم (سرمشق): توماس کوهن، فیلسوف علم معاصر، «بحث سرمشقها» را مطرح کرد. وی اعتقاد دارد اندیشه علمی، یک فرایند انباشتی و تکاملی نیست؛ بلکه اهل علم در هر زمانی، در ظل یک سرمشق غالب، به فعالیت می پردازند.
سرمشقها، راهنمای پژوهش علمی هست، تلاش علمی، غالبا در چهار چوب یک پارادایم صورت می گیرد. کوهن معتقد است که هر جامعه علمی، تحت سلطه و سیطره مجموعه بسیار وسیعی از مفروضات مفهومی و روش شناختی است. این مفروضات در قالب نمونه های استاندارد ریخته شده اند. در اندیشه کوهن، زبان مشاهدتی بی طرف وجود ندارد. پارادایم ها دانشمندان را وادار می کنند که جهان را به شکل خاصی ببینند.
ملاکی بیرونی که بر اساس آن بتوان یکی از پارادایم ها را انتخاب کرد وجود ندارد؛ چرا که ملاک ها خود، محصول پارادایم ها هستند. البته در چارچوب یک پارادایم می توان نظریه ها را ارزیابی کرد، اما معیاری عینی برای ارزیابی خود پارادایم ها وجود ندارد. پارادایم ها ابطال ناپذیرند و به شدت در مقابل تغییر مقاومت نشان می دهند.
سیر مطالعات ارتباطی از آغاز تا امروز
مطالعات و نظریات ارتباطی به طور خاص بعد از جنگ دوم جهانی و به عنوان یکی از شاخه های بین رشته ای علوم اجتماعی شکل گرفت. نظریات ارتباط جمعی در سیر شکل گیری جدید خود، متکی بر عناصر و زمینه های مختلفی بوده است ؛لذا بطور کلی روند تکمیل مطالعات ارتباط جمعی را می توان شامل مراحل زیر دانست:
۱-پیش از دوران رنسانس، مفهوم اصلی ارتباطات، ناظر به محتوای پیام یا اندیشه های انسانی بود. از این نظر، وسیله نظر کمتر اهمیت داشت و اساسا ارتباطات معنایی بیشتر اجتماعی و فلسفی داشت.
۲-پس از اختراع تکنیک چاپ و افزایش استفاده کنندگان از کتاب و مطبوعات، مجراهای ارتباطی اهمیت ویژه ای یافت و آثار اجتماعی ویژه ای را هم در پی داشت. از جمله این آثار می توان پیدایش شیوه های نوین ارتباطی مثل روزنامه نگاری، سهولت در زبان ارتباطی به دلیل فراگیری بیشتر و مخاطبان عام تر و توجه به مفاهیم تازه، مثل آزادی نشر و حقوق مطبوعات و مولفان را بر شمرد.
۳-پس از پیدایش وسایل ارتباطی الکترونیک، مطالعات علمی ارتباطی شکل مستقل تری به خود گرفت؛ البته در این دوره که متاثر از رشد تکنیکی ارتباطات دور بود نظریات، عمدتاً بر فراگرد انتقال پیام متکی است و کمتر جنبه های انسانی مورد توجه می باشد. در حقیقت، مدل ارتباطی، مدل مکانیکی و مهندسی است. مفاهیم ارتباطی مثل رمز، پیام، منبع، رمزگذاری و… همه حاکی  از  حاکمیت چنین نگرشی است.
۴- در خلال جنگ جهانی دوم، به دلیل اهمیت یافتن جنگ روانی و تبلیغات سیاسی، ارتباطات از زاویه اقناع مطرح گردید. نشانه ها و رمزها اهمیت نظامی کسب کردند و رشته ارتباطات در مجموع، برای تبلیغات سیاسی و جنگ روانی، جنبه حیاتی یافت.
از آن پس، ارتباطات به عنوان «انتقال اطلاعات» و ارتباطات به عنوان «اقناع» به صورت دو گرایش مهم ارتباطی در فعالیتها، مطالعات و تحقیقات تخصصی دنبال شدند و در حقیقت روز به روز بر توجه بر آثار ارتباطات در نظریات علمی افزوده شد.
۵-پس از جنگ جهانی دوم، با اهمیت یافتن مسائل اقتصادی و مقوله آثار اجتماعی پیام، کارکردهای خاص ارتباطات در« توسعه و نوسازی اقتصادی» مورد توجه قرار گرفت و نقش وسایل ارتباط جمعی در تبلیغات بازرگانی، چگونگی ترویج کالای خاص یا رفتاری معین، شیوه های مشخص کشاورزی و… مورد تاکید بسیاری از صاحب نظران این دوره بود.
توجه به «آثار ارتباط» به ویژه از دهه ۱۹۵۰ به سبب اهمیت یافتن امر توسعه اقتصادی کشورهای جهان سوم افزایش یافت. از آن پس، چون از نظر کارشناسان غربی اساس توسعه اقتصادی، رشد سریع تولید شناخته می شد، به عقیده آنان چنین رشدی ایجاب می کرد که در رفتار انسانی تغییرات اساسی پدید آید و ارتباطات به عنوان یک عامل دگرگونی رفتارها به کار گرفته شود.
۶-شرایط تازه در کاربرد ارتباطات در جهان سوم و برخی عدم موفقیتها در برنامه های نوسازی موجب گردید که در نظریات ارتباطی، عوامل مؤثر بر فراگرد ارتباط مثل زمینه ها و تصاویر ذهنی گیرنده پیام، ارزشهای اجتماعی وجوه فرهنگی و استنباط ها و ادراکات مخاطبان مورد توجه قرار گیرد. بر اساس این دیدگاه، ارتباط جزء عناصر مهم زندگی اجتماعی است و دیگر تنها به عنوان یک پدیده مکانیکی نگریسته نمی شود. یک موضوع ممکن است از سوی افراد مختلف، با ادراک ها و استنباط های گوناگون روبرو شود؛ به همین جهت جمله «معنی ها را نه در کلمات بلکه در ذهن مردم باید جستجو کرد» به صورت یک کلیشه در آمد.
۷-توجه به مخاطبان پیام و شناخت نقشهای اجتماعی و کارکردهای ارتباطات در تکوین نظریات جدید ارتباطی، تاثیرات ویژه ای داشته است. در این زمینه نظریات مشهور دو طرفه دانستن جریان ارتباط و همگرایی مخاطبان به این معنا که هر چه همگرایی مخاطبان بیشتر باشد، جریان ارتباط هم بیشتر است و نقش رابطه، بیان و مشارکت در تعریف ارتباطی قابل بررسی است. بطور کلی در این مقوله بحث بر سر ضرورت دوطرفه بودن ارتباط است و اینکه مردم نه فقط خواهان اطلاعاتند بلکه خواهان انتقال احساسات و اندیشه های خود نیز هستند.
۸- در دهه های اخیر که نقش ساختارهای اجتماعی در شکل گیری ارتباطات بیشتر شده است، وسایل ارتباط جمعی به عنوان حاملان ایدئولوژی و انتقال اندیشه گروههای ممتاز جامعه و همانند سازی مطرح بوده اند. از دیدگاه مطالعه کنندگان ساختار اجتماعی، جامعه به مثابه شبکه ای از مقررات و نقشهاست که در آن برخی از افراد، از لحاظ قدرت و کنترل عمومی، نسبت به دیگران موقعیت ممتازتری دارند. از این نظام ها، ارتباطات در خدمت نظام مستقر و حفظ وضع موجود بکار گرفته می شود؛ بطوری که بسیاری از اندیشه های مخالفت جو و ضد نظام، به سبب عدم تایید آنها از سوی گروه سرآمدان، در ارتباطات جمعی انعکاس پیدا نمی کنند.
۹-در دیدگاههای جدیدتر، ارتباطات به منزله جزیی از نگرش سیستماتیک که در برنامه ریزی کلی توسعه مورد استفاده قرار می گیرد مطرح است. به این ترتیب، ارتباطات از یک سو باعث می شودکه انسان درباره نیازها و شرایط محیط زندگی اطلاعات تازه را بدست آورد و از سوی دیگر به کمک بازخورد و پس فرست پیامها، واکنشهای محیطی را به سیستم برسانند. نقش اساسی ارتباطات در برنامه ریزی های توسعه از همین جا آغاز می شود که می تواند مجموعه ای از اجزای مشترک را به کمک ارتباط با محیط پیرامون مرتبط نگه دارد.
۱۰-از نقطه نظر «انتقادی» کوشش شده است که به جای تاثیر گذاری ارتباطات در شبکه سلطه گری جهانی و منفعل کردن مخاطبان، دیدگاههای متکی بر یک نگرش فلسفی و روش شناسی، ارتباطی موزون در زمینه هوشیار سازی مخاطبان را مطرح می کند. بر این اساس، ارتباطات آزادکننده در مقابل ارتباطات سرکوب کننده و یا ارتباطات هوشیار ساز در مقابل ارتباطات اطاعت جو مطرح است و ارتباط مؤثر را در صورتی مورد قبول می داند که با هوشیاری توده ها، سازماندهی و در برگرفتن همه مردم، سیاسی گری و مشارکت جمعی همراه باشد. در چند دهه اخیر، عده زیادی از اندیشمندان و متخصصان ارتباطی کشورهای غربی و جهان سوم به بازنگری نظریه ها و الگوهای حاکم غربی در زمینه رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی و نیز نقش ارتباطات در «نوسازی» کشورهای عقب مانده پرداخته اند و جنبه های منفی آنها را یادآوری کرده اند. یکی از مشهورترین انتقادگران در این زمینه، «پائولوفریره» اندیشمند برزیلی است که ارتباطات و نظامهای آموزشی کنونی را به عنوان شبکه های سلطه گری و اطاعت جویی خلق ها در جهان سوم معرفی می کند.
دو رویکرد در مطالعات ارتباطی
دو نحله عمده در مطالعات ارتباطی وجود دارد
نخستین نحله، ارتباط را «انتقال پیامها »می داند(فراگرد): این مکتب بدان می پردازد که چگونه فرستندگان و گیرندگان، رمزگذاری و رمزگشایی می کنند و چگونه انتقال دهندگان، کانالها و رسانه ارتباطی را بکار می گیرند.
دل مشغولی دیگر این مکتب، موضوعاتی همچون کارایی است. این نحله ارتباطی را روندی می داند که افراد بوسیله آن بر رفتار یا ذهنیت دیگری اثر می گذارند. اگر اثر از آنچه مورد نظر است متفاوت یا کمتر باشد ؛این مکتب مایل است از آن در چارچوب شکست ارتباط حرف بزند و در فرایند کار به مراحل توجه کند تا دریابد شکست در کجا رخ داده است. به این مناسبت نام این نحله را «فراگرد» می توان گذاشت.
نحله دوم، ارتباط را تولید و« تبادل معانی» می داند: این نحله به دنبال آن است که چگونه پیام ها یا متن ها در کنش متقابل با مردم قرار می گیرد تا معنا تولید کند؛واین به نقش متن ها در فرهنگ ها وابسته است. این مکتب اصطلاحاتی چون «دلالت» را به کار می برد و سوء تفاهمات را لزوماً از شواهد شکست ارتباط نمی داند. شکست شاید ناشی از تمایزات فرهنگی فرستنده و گیرنده باشد. برای این نحله، مطالعه درباره ارتباط یعنی مطالعه درباره  متن و فرهنگ است و روش اصلی آن نشانه شناسی است.
نحله «فراگرد» مایل است: به علوم اجتماعی و بخصوص روانشناسی و جامعه شناسی و نحله نشانه شناسی مایل است بر زبان شناسی و موضوعات هنری تکیه کند. هر نحله، تعریف ما را از ارتباط به عنوان کنش متقابل اجتماعی از راه پیامها به شیوه خود تفسیر می کند:
نخستین نحله‌، کنش متقابل اجتماعی را چون فراگردی وصف می کند که شخص از راه آن با دیگران مربوط می شود یا بر رفتار، ذهنیت یا واکنش عاطفی دیگری تاثیر می گذارد، اما نشانه شناسی، کنش متقابل اجتماعی را اینگونه تعریف می کند که فرد به مدد آن عضوی از یک فرهنگ یا جامعه خاص می شود. مثلا نوجوانانی که نوع خاصی از موسیقی راک را می ستایند، هویت خود را به عنوان اعضای یک خرده فرهنگ بیان می دارند و به شیوه ای هر چند غیر مستقیم با دیگر اعضای جامعه شان در کنش متقابلند.
همچنین این دو رویکرد در فهم شان از عناصر سازنده یک پیام با هم تفاوت دارند:
نحله «فراگرد»، پیام را چیزی می بیند که روند ارتباط، آن را انتقال می دهد. بسیاری از پیروان آن“ معتقدند که در تصمیم گیری اینکه پیام چه چیز است ، قصد و منظور، عامل مهمی است. پیام چیزی است که فرستنده همه قصد و منظور خود را در آن قرار می دهد. از سوی دیگر برای نشانه شناسها، پیام ساختی از علائم است که از راه کنش متقابل با دریافت کنندگان و تولید معنا می کند. فرستنده که انتقال دهنده پیام وصف می شود از اهمیت می افتد و متن و چگونگی «قرائت»‌ آن، اهمیت  می یابد.در واقع نحله فراگرد را می توان «مدل انتقالی» ارتباطات نامید.
مدل های انتقالی، علاقه خاصی به تحقیق در زمینه اثرگذاری پیام، متقاعد سازی، تغییر نگرش را اصطلاح رفتار دارند، که اگر بدبینانه نگاه کنیم، آنچه در پس این جانبداری اجتماعی – روان شناختی مبهم بود اشتیاقی بیان نشده برای دستیابی به جامعه منظم و ثابت بود.
در نحله نشانه شناسی، بر خلاف تصور قبلی که معنا را چیز بیش داده می دانست که در جریان ارتباطات منتقل     می شود، معنا زاییده ارتباط است و بیرون از حادثه ارتباط هیچ چیزی نیست که بخواهد معنا آفرینی کند. در این نحله پیامگیر، عضوی فعال در جریان ارتباط محسوب می شود که در امر معنا آفرینی، نقش فعال و اساسی را دارد.
همانطور که «جیمز کری» خاطر نشان می کند، مدلهای انتقالی ارتباطات، «ارتباط» را فرایندی معرفی می کند که از طریق آن پیامها برای نظارت بر مردم و کنترل مسافت در مکان ارسال و توزیع می شوند. به عبارت دیگر سرشت این مدلها سیاسی است. یعنی اغراض سیاسی قدرتمندان پیش زمینه این مدلها می شود. سرمایه داری جدید که نیاز و علاقه وافری به غلبه و تسلط بر بازار داشت هرگز نمی توانست ارضای این نیاز را در بازارهای محدود جستجو کند و بر عکس، این نیاز حریصانه تمایل داشت که بازارهای وسیع تر و دورتری را دربرگیرد. از این رو نظام سرمایه داری، زمینه را بر تعامل و روابط انسانی وسیع تر فراهم می آورد و در چنین زمینه ای شرایط برای توسعه مکانی ارتباطات از طریق رشد متوازی راه آهن و تلگراف در قرن نوزدهم محیا می شد. می دانیم که راه آهن و تلگراف سرعت و بازدهی زیادی برای درنور یدن  مکان دارند و در نتیجه ردیف شدن این فن آوریهای ارتباطی مکان مند، ، نخست تمرکز مکانی در سطح ملتها و سپس در بخش عمده ای از جهان بوجود آمد. «کری» فرهنگ سرمایه داری نوین را فرهنگی مکان مند توصیف می کند فرهنگی که برای سلطه گری به مکان و زمین به عنوان ملک حقیقی و تبعات آن یعنی سفر دریا، اکتشاف، حرکت، توسعه امپراطوری و اعمال نظارت علاقه مند بود.
خاستگاه بحرانی که در پارادایم انتقال بروز کرد، عدم قطعیت عمیقی است که درباه مؤثر بودن قدرت پیام فردی برای اعمال نظارت بر پیامگیر بروز می کند. لذا فرض شفاف بودن معنا دیر زمانی است که مخدوش شده است. اینک ارتباطات همچون عملی اجتماعی برای تولید، انتشار و تغییر معنا تصور می شود. از چنین چشم اندازی، ارتباطات از نظر «جیمز کری» فرایندی است که به وسیله آن واقعیت شکل می گیرد، نگهداری می شود و تغییر ماهیت می دهد. به دیگر سخن می توان گفت که در چنین جایگاهی، واقعیت به شکل نمادین تولید می شود. بر این اساس «کری» تذکر می دهد که واقعیت اجتماعی، نظمی آیینی است. یعنی از طریق مشارکت مردم در تجربه زیبایی شناختی، عقاید دینی، ارزشهای فردی و نظریه های عقلانی و احساسی، واقعیت ساخته می شود و به واسطه این واقعیت ساخته شده «فرهنگ» عمومی شکل می گیرد.
خلاصه استدلال و چکیده کلام «کری» در این نکته برجسته می شود که: «ارتباطات، فرهنگ است». به عبارت دیگر بدون ارتباط، نه فرهنگ وجود خواهد داشت نه واقعیت اجتماعی، معنادار خواهد بود.برای «کری» مطالعات رسانه ای و مطالعات فرهنگی، یک چیز تلقی می شود.
«کری» تلاش می کند که توصیف جدیدی را درباره هدف مطالعات در زمینه ارتباطات، ارائه دهد و تعریفی ساده تر، لیکن با هدفی دشوارتر را جایگزین تعریف کنونی – جستجو برای قوانین جبری رفتار انسانی – کند: «گسترش گفت و گوی انسانی با هدف درک سخنان دیگران».
شکل گیری نظریات ارتباط جمعی
نظریات پیشگامان مطالعات ارتباطی
الف)نظریات ابتاطی با منشا روانشناسی (گوستاولوبون-گابریل تارد)
۱-لوبون:
به لحاظ تاریخی اولین نظریاتی که به طور مشخص تری به مقوله ارتباط جمعی می پردازد در حوزه روانشناسی اجتماعی شکل گرفت. نخستین نظریات را در این حوزه می توان در آثار گوستاولوبون (۱۹۳۱-۱۸۴۱) پزشک، نویسنده و محقق اجتماعی فرانسه مشاهده کرد. اساس نظریات لوبون بر پیدایش تفاوتهای اساسی میان خصوصیات فرد در تنهایی و جمع بنا شده است. لوبون ابتدا به دلیل حرفه اش و از طرفی در پی شناخت هنر نفوذ در توده ها بود، ابتدا به تبیین رابطه میان زیست شناسی و فعل و انفعالات روانی با تکیه بر فیزیولوژی انسان پرداخت و در همین ارتباط، کتابی درباره «رابطه میان جمجمه و سطوح مختلف هوش» نوشت. در حوزه دیگری این نحوه نگرش او را به جستجو پیرامون نقش قوم شناسی بر ساخت روانی و فرهنگی کشانید. در این روند او به دانش جدیدی دست یافت که مبتنی بر «روانشناسی اقوام» بود. در این زمینه لوبون روان توده ای را امری فیزیولوژیک و معلول جمجمه یک نژاد ذیربط تعریف می کرد. اما به دلیل اختلاط نژادهای گوناگون صورت این نظریه  تغییر می یابد. به عبارت دیگر، روان توده ای به صورت عنصری از خصلت قومی و به طور ناخودآگاه تاثیر می گذارد. در گام بعدی لوبون روانشناسی توده ها را مطرح می کند. در این زمینه او بر ارتباط روانشناسی با جامعه شناسی عموم برای شناخت خصوصیات مشترک انسانها تاکید دارد. به موجب این نظر، غرق شدن افراد در توده با گم شدن فردیت آنها همراه است و احساس مسئولیت شخص را درازمدت به گونه مصیب باری کاهش می دهد.
از مفاهیمی که لوبون به آن به عنوان ظرف تغییر هویت فرد تاکید می کند مفهوم «انبوه خلق» است. به نظر او افراد چه وضع زندگی، خلق و خوی، هوش و کارشان شبیه به هم باشد و چه نباشد، همین که به انبوهی مبدل شدند نوعی روحیه جمعی در آنان پدیدار می شود که این روح وادارشان می کند که طوری احساس و عمل کنند که با احساس و عمل کنند که با احساس و عمل آنان در تنهایی متفاوت است. حتی بعضی از عقاید و احساسات تنها در افرادی که به صورت انبوه خلق درآمده اند پدید می آید. انبوه خلق، ذاتی جداگانه از مجموعه ای یا میانگین افراد دارد و عامل پیدایش آن ارتباط افراد در کنار  هم و در کنار یک محرک بیرونی است. انبوه خلق برای اعمال قهرمانی تواناتر از افراد جدا از هم است.
روانشناسی انبوه خلق از نظر لوبون، روانشناسی فرد در موقعیتی است که بصورت انبوه درآمده و فرد در این میان از نظر او اندامی بی اراده و دانه شنی است میان دانه های دیگر شن.
-مهمترین خصوصیات انبوه خلق از نظر لوبون عبارت است از:
۱-وحدت روانی انبوهها، به صورتی که هیجانها، باورها، تفسیرها، اعمال یکسان و یکپارچه ای که منجر به اعتقادات جزمی و احساس قدرت شکست ناپذیری و عدم مسئولیت می شود را موجب می گردد.
۲-تحت تاثیر هیجانهای ناگهانی، افراطی، عمیق و متغیر قرار دارند.
۳-منطق جمعی، ساده، ظاهری ، فوری و ضربتی دارد.
۴-هیجانها و عقاید قابلیت تکثیر و تقویت فراوان دارد.
۵-وجود رهبران یا افرادی که دارای وجهه هستند بر شکل گیری انبوه خلق موثر است.
عوامل تشکیل دهنده
به نظر لوبون، انبوه خلق متاثر از سه عامل عمده است:
۱-احساس قدرت شکست ناپذیری و یکپارچگی روحی، به طوری که توجه به مجازات را تضعیف می کند و آنها را به سوی انجام کارهای دشوار می کشاند.
۲-سرایت و تقلید به معنای انجام دوباره و فوری اعمالی که در اطراف فرد انجام می گیرد.
۳- تلقین پذیری بیش از حد که ناظر بر مرحله پیچیده تر و عالی تری از تقلید است اگر چه در آن نیز پذیرش نیندیشیده و نسنجیده امری، مورد نظر است . مثلا تبلیغات، خواب مصنوعی و … نوعاً پدیده هایی تلقینی هستند.
لوبون و نقش مطبوعات در ساخت فرهنگ جامعه
به نظر گوستاولوبون، عقاید و نظریات جامعه شامل دو بخش «بنیادی» (نامتغیر) و «متغیر» می شود. افکار و عقاید بنیادی که سازنده اصلی فرهنگ جامعه هستند شامل آن بخش از فرهنگ جامعه هستند که مثل جریان آرام یک رودخانه در طول سالیان و قرون، افکار جامعه را می سازند مثل عقاید دینی، اسطوره ها.
عقاید متغیر شامل نظریات و افکاری است که به طور مداوم ایجاد و محو می شود و تغییرات آنها بیشتر در سطح و کمتر در ماهیت است. به نظر لوبون با شکل گیری انبوه خلق ها، عقاید گذرا (متغیر) توده ها بیش از هر زمان دیگر شده و باعث کم شدن قدرت آموزش های کهن می گردد. به اعتقاد او نشریات با گسترش فزاینده خود نقش موثری در پیدایش این امر دارند؛ زیرا عقاید متضاد با عقاید توده ها را بدون وقفه در معرض دید آنها قرار می دهند. لذا هر عقیده ای نه می تواند به تمامی منتشر شود و نه عمر بادوامی داشته باشد. از طرف دیگر رشد قدرت توده ها موجب این شده که آنها به عامل متعادل کننده ای دست نیابند و لذا قابلیت انعطاف بیشتری پیدا کنند، نتیجه این سه مسئله یعنی:
۱- از دست رفتن تسلط آموزش های کهن
۲- رشد قدرت توده ها
۳- طرح عقاید متنوع و متفاوت از سوی نشریات، این شده است که هدایت افکار عمومی به دشواری امکان پذیر باشد. لذا مطبوعات و حکومتها مجبور به تعبیت از افکار عمومی شدند. بازتاب این مسئله در عرصه مطبوعات بطور خلاصه این است که:
۱-مطبوعات به جای آموزش گرایی به اخبارگرایی و انتشار سرگرمیها، آگهی ها و شایعات روی آورده اند. به گفته لوبون «جرایدی که زمانی هادی افکار عمومی بودند حالا درست مثل حکومتها ناچار به عقب نشینی شده و به وسیله تازه ای برای انتقال اطلاعات تبدیل شده اند. آنها از انتشار برخی نظریات و آموزش ها صرف نظر کرده اند زیرا بیم دارند در رقابت با هم، خوانندگان خود را از دست بدهند. مطبوعات وزین، با نفوذ و با قدرت پیشگویی حوادث یا ناپدید شده اند و یا به اوراق انتقال اطلاعات اخبار سرگرم کننده، شایعات روز و آگهی ها مبدل شده اند. کدام روزنامه آنقدر بی نیاز است که بتواند به نویسندگان خود اجازه ابراز عقاید شخصی بدهد؟ تازه این عقاید، نزد خوانندگان که فقط می خواهند در جریان اخبار باشند، تفریح کنند و در پشت هر توصیه ای، اغراض خاصی استشمام می کنند چه اعتباری پیدا می کنند؟»
۲-دنباله روی از خوانندگان برای جلب افکار عمومی:  به اعتقاد لوبون «امروز مسئله اصلی مطبوعات و دولت به دست آوردن آرا عمومی است و هیچ چیز به اندازه افکار توده ها متغیر و متحرک نیست.»
۳-بی اعتنایی خوانندگان: لوبون به این باور است که بر اثر فقدان کامل جهت در عقاید توده ها و کم شدن تبین بنیادی، آنها به این نتیجه رسیدند که نظریات از هم پاشیده و بی اعتنایی در مقابل همه چیزهایی که با منافعشان ارتباط ملموسی ندارد افزایش یابد. به این ترتیب بشر امروزی به طور فزاینده ای دستخوش بی اعتنایی می شود.
در یک جمع بندی کلی می توان گفت: مطبوعات از نظر لوبون در ساخت عقاید توده روانشناختی و انبوه خلق به صورت محرکهای نزدیک و مستقیم موثرند، تا حدودی جایگزین نقش رهبری و هدایت انبوه خلق می شوند، خوانندگان را از فکر کردن معاف می کنند، از ارکان پیدایش عقاید متغیر توده ها هستند و وروند کلی آنها به سوی تابعیت محض ازافکار عمومی و انتقال صرف اخبار و آگهی هاست.
۲-گابریل تارد
گابریل تارد جرم شناس و جامعه شناس فرانسوی است که در پی شناخت علل افزایش تخلفات و جنایاتی که توسط توده های تحریک شده انجام می گیرد در سال ۱۸۹۰، قوانین تقلید را نوشت. نقطه عزیمت نظریه تارد، تاکید بر این مسئله است که آیا عامل اصلی جنایات بر پایه طبیعت زیستی افراد است و یا منشا اجتماعی دارد؟ تارد با بررسی طبیعت جنایتهای مختلف،  «تقلید» را علت واقعی و اساسی وقوع جرائم اجتماع اعلام کرد و دامنه آن را تا آنجا وسعت بخشید که جامعه بدون تقلید را غیر قابل تصوردانست. تقلید از نظر او، نوعی واکنش مشروط است که می تواند بسیاری از مسائل مورد قبول جامعه مثل تصورات قالبی (ثابت)، مد وامثال آن را تبیین کند. گابریل تارد با ارائه نظریه «همگان» که با نقد نظریه لوبون در مورد انبوه خلق آغاز شد، نظریه جدیدی در فرهنگ پذیری ارائه داد. او معتقد است که عصر ما نه عصر انبوه خلق بلکه عصر همگان است و همگان دارای خصوصیات عمده ای است که بیشتر ناظر بر وجود یک اجتماع معنوی و فکری و نه یک جمع پیوسته از نظر فیزیکی می باشد.
عمده ترین خصوصیات همگان عبارتند از:
۱-جمع نامجاور است.
۲- کنش و واکنش های دیر شکل می گیرد (پراکنده بودن جمع)
۳-عقلانیت همگان.
۴-عمدتاً به جوامع صنعتی اختصاص دارد.
۱-همگان جمعی نامجاور است، یعنی برای شکل گیری این گروه ضرورتی به حضور و تماس فیزیکی اعضا نیست بلکه روابط میان افراد مضمونی معنوی دارد.
۲-ویژگی دوم همگان مبتنی بر پراکنده بودن جمع است. به عبارت دیگر، رفتار و واکنش های میان اعضای گروه براساس تاثیرات دور شکل می گیرد. اگرچه زمینه آن را ارتباطات نزدیک فراهم کرده است و تلقین دور را دور بعد از تاثیرات متقابل میان افراد شکل گرفته است.
۳-عقلانیت و همفکری افراد،در این ویژگی بیان می شود، بدین مضمون که همگان یک گروه پیش ساخته نیست، بلکه براساس بروز یک مسئله، نوعی ارتباط منطقی را ایجاد می کند مثل پیش آمدن یک واقعه و مطالعه روزنامه برای شناخت آن، شکل گیری بحث و گفتگو و پیدایش نظریات موافق و مخالف.
۴-عمدتاً به جوامع صنعتی اختصاص دارد، این ویژگی بدین معناست که در جامعه سنتی به دلیل محدودیت اعضا، کمی تفاوت میان نقش افراد، شخصی بودن روابط و …. تبادل نظر بیشتر جنبه فردی دارد. در جامعه صنعتی به علت تراکم جمعیت، تمایز نقشها، سازمانی بودن روابط، اهمیت یافتن جمع و … تجمعات جدید به صورت وسیع تر و توده وار شکل می گیرد. نقش مطبوعات در پیدایش این ویژگی ها و ساختن افکار عمومی به همین دلیل مشهود است.
تارد معتقد است که «کلام بالدار روزنامه ها از مرزهایی می گذرد که در گذشته صدای مشهورترین سخنوران از آن نمی گذشت»………

فرمت : WORD | صفحات:۱۱۲

—————————————————

نکته : فایل فوق قابل ویرایش می باشد

برای خرید اطلاعات خود را وارد کنید
  • کلیه پرداخت های سایت از طریق درگاه بانک سامان انجام می گیرد.هر مرحله از خرید می توانید مشکل خود را با پشتیبان و فرم تماس با ما در جریان بگذارید در سریعترین زمان ممکن مشکل برطرف خواهد شد
  • پس از پرداخت وجه ، فایل محصول هم قابل دانلود می باشد و هم به ایمیل شما ارسال می گردد .
  • آدرس ایمیل را بدون www وارد نمایید و در صورت نداشتن ایمیل فایل به تلگرام شما ارسال خواهد شد .
  • در صورت داشتن هرگونه سوال و مشکل در پروسه خرید می توانید با پشتیبانی سایت تماس بگیرید.
  • پشتیبان سایت با شماره 09383646575 در هر لحظه همراه و پاسخگوی شماست
  • 0

    اشتراک گذاری مطلب

    راهنما

    » فراموش نکنید! بخش پشتیبانی مقاله آنلاین ، در همه ساعات همراه شماست

    اطلاعات ارتباطی ما پست الکترونیکی: Article.university@gmail.com

    تماس با پشتیبانی+ ایدی تلگرام 09383646575

    برای سفارشتان از سایت ما کمال تشکر را داریم.

    از اینکه ما را انتخاب نمودید متشکریم.

    معادله فوق را حل نمایید *

    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است