خانه » پروژه » روانشناسی و اجتماعی » دانلود پروژه نقش آموزه های دینی در تربیت
دانلود پروژه نقش آموزه های دینی در تربیت

دانلود پروژه نقش آموزه های دینی در تربیت

نقش آموزه های دینی در تربیت
فهرست مطالب چکیده
مقدمه
تعریف تربیت دینى
ضرورت و فایده‏ى اصل تربیتى
ارتباط اصول با دیگر عناصر نظام تربیتى
منابع اکتشاف اصول تربیت اسلامى
مباشرت
اصول تربیت
مهر و محبت
سالم سازی محیطرشد فرزندان
بازی و همراهی با کودکان
تکریم و احترام به کودک
رعایت عدالت و مساواتبین فرزندان
ازدواج به موقع
رچکیده
چکیده
واژه‏هاى کلیدى
مقدمه
تعریف تربیت دینى
ضرورت و فایده‏ى اصل تربیتى
ویژگى‏هاى حاکم بر اصول تربیتى
ارتباط اصول با دیگر عناصر نظام تربیتى
منابع اکتشاف اصول تربیت اسلامى
نقش دین در تربیت فرزندان
شرایط انتخاب همسر
دوران بارداری
حالات روانی
بعد از تولد و دوران طفولیت
اصول تربیت
وظایف تربیتی والدین از دیدگاه قرآن و حدیث
اهمیت تربیت خانواده در قرآن و حدیث
وظایف تربیتی والدین
سالم سازی محیط رشد فرزندان
بازی و همراهی با کودکان
بحث و نتیجه گیری
سخن پایانی
چکیده
این مقاله، پس از تعریف اصل و بیان ضرورت آن در مباحث تعلیم و تربیت، به ویژگى‏هاى حاکم بر اصول تربیتى مى‏پردازد، و سپس اصولى از قبیل: خدامحورى، تعبدمدارى، متربى‏محورى، زندگى محورى، فردمحورى، عمل‏گرایى، اخلاق‏مدارى، سعى‏محورى، اعتدال‏گرایى، محبت‏محورى، نظارت‏مدارى، خوف و رجا، مرگ‏اندیشى، آخرت‏اندیشى و آرمان‏گرایى را مورد بررسى قرار مى‏دهد و در پایان به دس دین اسلام اهمیت فوق‌العاده‌ برای تربیت فرزندان قائل شده است پیشوایان دینی ما در قالب روایات متعددی به ضرورت و اهمیت تربیت فرزندان اشاره نموده‌اند و تأکید فراوان بر آن دارند.
این مقاله به نقش آموزه‌های دینی در تربیت فرزندان در سه مرحله می‌پردازد، در مرحله اول به مقدمه و مفهوم دین و تربیت، قبل از تولد مثل دقت د ر انتخاب همسر و شرایط آن، مباشرت و دوران بارداری بررسی شده است.
مرحله دوم: بعد از تولد و دوران طفولیت مانند نقش شیر مادر در تربیت فرزند، دین اسلام و شیر مادر، خواندن اذان و اقامه در گوش کودک، کام برداشتن، نام‌گذاری، عقیقه و ختنه را مورد بررسی قرار دادیم.
مرحله سوم: توجه به نیازهای اساسی و عاطفی کودکان و نوجوانان همانند ابزار محبت، امنیت خاطر، تحسین کارهای آنان، بها دادن به آنها و ورزش، آموزش قرآن، نماز، روزه، احکام واحادیث وحکمت و در آخر نیز به جمع‌بندی و نتیجه‌گیری عناوین و محتوای مطالب فوق پرداخته‌ایم.ت‏آوردهاى تربیتى این اصول مى‏پردازد.
واژه‏هاى کلیدى: اصول تربیتى، تعلیم و تربیت اسلامى، اخلاق، فطرت، انسان‏شناسى.
مقدمه
وجود اصول و قواعد کلّى در مناسبات انسانى و مرجعیت آن براى تفسیر رفتارها آن‏چنان آشکار است که غالباً نیازى به بیان تشریحى آن وجود ندارد. بدیهى است که هیچ کنش و واکنش انسانى نمى‏تواند در خلأ و بدون ضابطه‏اى مشخص آغاز، و بى‏هدف پایان پذیرد. رفتارهاى یکسان زیادى مى‏توان یافت که خاستگاه واحدى ندارند؛ به منظور متفاوتى انجام مى‏شوند و احتمالاً نتایج مختلفى نیز به بار مى‏آورند.
امر تربیت که یکى از زمینه‏هاى مهم در مناسبات انسانى است نیز از این قاعده مستثنا نیست. نحله‏ها و مکاتب تربیتى هیچ‏گاه خود را فارغ از چارچوب‏هاى بنیادین و اصول نظرى معرفى نمى‏کنند. حتى مکتب‏هایى چون رفتارگرایى، که بر رفتار تأکید مى‏کنند و اهداف کلى و آرمانى را چندان قابل مطالعه و تحقیق نمى‏دانند، نیز هرگز ادعایى در شکستن حصر قواعد و اصول کلى حاکم بر رفتار را ندارند؛ چرا که پذیرش همین قواعد و اصول کلى سبب امتیاز و تشخیص مکاتب تربیتى و جدایى آنها از یکدیگر مى‏شود. آنچه همه، بر سر آن اتفاق نظر دارند داشتن هدف و روشهاى متناسب با آن است. انتخاب هدفهاى تربیتى ریشه در نوع انسان‏شناسى مختلف دارد و هدفها، تعیین‏کننده نوع روشهاى تربیتى‏اند. بنابراین، مى‏توان هماهنگى اصول را با مبانى انسان‏شناسى از طریق هدف و غایت‏شناسى کاملاً توجیه کرد. به بیانى واضحتر منشأ انشقاق اصول، اهدافى است که همواره از زوایاى درک موقعیت انسان در جهان بر اساس رویکردهاى گوناگون به او و جهان دریافت شده است. با توجه به آنچه بیان شد، حداقل مفاهیمى که در دستور کار هر مکتب تربیتى قرار مى‏گیرد عبارت است از: مبنا، هدف، اصل و روش. شناخت مفاهیم مزبور و درک نحوه ارتباط آنها نسبت به یکدیگر و کارکرد متمایز هر یک در زمینه‏ى تربیت، ما را به ساخت چارچوب یا نظام تربیتىِ مشخص رهنمون مى‏سازد؛ چارچوبى که فرایند تربیت در آن آغاز، و به سرانجامى متناسب با شاخص‏هاى آن، نایل مى‏شود.
شخصیت فرزندان از همان دوره کودکی و خردسالی تکوین می‌‌یابد و ابزارها و شیوه‌های گوناگونی در جهت تربیت فرزند از نظر شخصیت پدر و مادر و اطرافیان شیر مادر، لقمه و… در علوم تربیتی و به خصوص در روایات و متون دینی وجود دارد و از آنجایی که موضوع دین رفتارهای اختیاری و ارادی افراد بشر می‌‌باشد بنابراین راهکارهای تربیتی رفتاری و کنترل رفتار افراد نیز جزء حوزه مباحث دینی به حساب می‌‌آید و به عبارتی موضوع دین هدایت و مهار رفتار و اعمال انسانها در چارچوب دین می‌باشد و از این رو قلمرود دین هدایت، تربیت و تنظیم رفتار کودکان را نیز در بر می‌‌گیرد زیرا که تمام احکام دینی مبتنی بر مصالح و مفاسد است و هر یک از دستورات دین و تکالیف شرعی همانند واجبات و محرمات دارای آثار تربیتی است، که ما در این نوشتار سعی کردیم مطالب را پیرامون نقش دین در تربیت فرزندان ارائه بدهیم.
تربیت‌ مفهومی‌ است‌ بی‌ پایان‌ و بی‌کرانه‌ که‌ تمامی‌ شئونات‌ حیات‌ انسانی‌ را در بر می‌گیردو همین‌ بی‌ کرانگی‌ و بی‌ نهایتی‌ در مفهوم‌ تربیت‌، موجب‌ اشکال‌ و مانعی‌ بزرگ‌ در تدوین‌ نظام‌تربیتی‌ است‌. زیرا نه‌ در محصوره‌ زمان‌ محدود میشود و نه‌ در محصوره‌ مکان‌. نه‌ در محدوده‌ خانه‌می‌گنجد و نه‌ در محدوده‌ مدرسه‌. فراتر از محیط‌، وسیع‌تر از عالم‌ و عمیقتر از اعمال‌ و بواطن‌سرشت‌ انسانی‌ است‌.
هر کجا که‌ انسان‌ می‌تواند در درون‌ خود یا در عالم‌ بیرون‌، در ملکوت‌ یا در ناسوت‌ سراغ‌بگیرد و سربکشد، در آنجا انسان‌ از حضور تربیت‌ در رفتار خود ناگزیر است‌ و تجلی‌ تربیت‌ دررفتار اوست‌ که‌ زمینه‌ دستیابی‌ انسان‌ را به‌ تمامی‌ ابعاد هستی‌ و اعماق‌ آن‌ فراهم‌ می‌نماید.
تربیت‌ ریشه‌ در هزاران‌ نسل‌ قبل‌ از تولد هر انسان‌ دارد و سایه‌ تاثیر آن‌ بر هزاران‌ نسل‌ بعد ازمرگ‌ انسان‌ نیز ادامه‌ خواهد داشت‌.
چگونگی‌ تربیت‌ در اعتقادات‌، در سیاست‌، در اقتصاد، در جنگ‌، در صلح‌، در هنر، درادبیات‌، در علوم‌ و در روابط‌ انسانها، در جامعه‌ و در رشد و تعالی‌ انسانها، در تکنولوژی‌، درمدیریت‌ تأثیر مستقیم‌ دارد و نیز عدم‌ تربیت‌ اسلامی‌ در سقوط‌ انسانها و جوامع‌ انسانی‌ نقش‌تعیین‌ کننده‌ دارد. تربیت‌ بر خصوصی‌ترین‌ حالات‌ و درونی‌ترین‌ خاطرات‌ انسانی‌ ناظر است‌ ومتقابلا تمامی‌ عناوین‌ فوق‌ در تشکل‌ و شاکله‌ تربیت‌ سهم‌ دارند.
پیچیدگی‌ تربیت‌ آن‌ چنان‌ است‌ که‌ نه‌ تنها به‌ صدها و هزاران‌ عوامل‌ و بیشتر از آن‌ بستگی‌دارد، بلکه‌ در یک‌ تعمق‌ بیشتر ملاحظه‌ می‌شود که‌ آنچه‌ که‌ در هستی‌ نقش‌ دارد، در تربیت‌ نیزنقش‌ دارد و حتی‌ آنچه‌ که‌ در هستی‌ وجود دارد در تربیت‌ نقش‌ دارد تا آنجا که‌ ممکن‌ است‌ تنهایک‌ نگاه‌ به‌ آسمان‌ نقش‌ تعیین‌ کننده‌ای‌ در تربیت‌ و سرنوشت‌ یک‌ انسان‌ داشته‌ باشد.
این‌ بی‌ کرانگی‌ و این‌ گسترش‌ و این‌ بی‌ نهایتی‌ در مفهوم‌ تربیت‌ موجب‌ گشته‌ است‌ که‌بسیاری‌ از کارشناسان‌ و دانشمندان‌ تعلیم‌ و تربیت‌ در جهان‌ از جمع‌ بندی‌ مفهوم‌ تربیت‌، نقش‌تربیت‌، عوامل‌ تربیت‌، آثار تربیت‌، تجلیات‌ تربیت‌ عاجز بمانند و به‌ تعاریف‌ سطحی‌ و با تسامح‌بسیار بسنده‌ کنند.
اینکه‌ تربیت‌ از کجا شروع‌ میشود و به‌ کجا ختم‌ میشود چیزی‌ نیست‌ که‌ هر مغز ساده‌اندیشی‌ بدان‌ دسترسی‌ پیدا کند.
اینکه‌ عوامل‌ تربیت‌ و محدوده‌ عمل‌ تربیت‌ و میزان‌ تاثیرات‌ تربیت‌ چگونه‌ بررسی‌ ومعرفی‌ شود، کاری‌ است‌ بس‌ دشوار.
لذا هر یک‌ از دانشمندان‌ عالم‌ گوشه‌ای‌ از اقیانوس‌ تربیت‌ را مورد توجه‌ قرار داده‌اند و درآن‌ به‌ غواصی‌ و تحقیق‌ پرداخته‌اند.
از هزاران‌ عناوین‌ مستمر در رابطه‌ با تربیت‌، تنها یک‌ یا چند عنوان‌ را مورد تحقیق‌ و بررسی‌قرار داده‌اند.
نظام‌ تربیتی‌ شامل‌ تمامی‌ عناوین‌ و مفاهیمی‌ است‌ که‌ در بالا بدآنها اشاره‌ شده‌ است‌.
تمامی‌ رشته‌های‌ روانشناسی‌ در نظام‌ تربیتی‌ نقش‌ دارد.
تمامی‌ مباحث‌ ژنتیک‌ و بیولوژیکی‌ و فیزیولوژیکی‌ و بهداشتی‌ در تدوین‌ نظام‌ تربیتی‌ نقش‌دارد.
تمامی‌ مباحث‌ اخلاق‌ نظری‌ و عملی‌ در تدوین‌ نظام‌ تربیتی‌ نقش‌ دارد.
تمامی‌ مباحث‌ اعتقادی‌ و مذهبی‌ و مکتبی‌ در تدوین‌ نظام‌ تربیتی‌ نقش‌ دارد.
تمامی‌ مباحث‌ حکمت‌ و فلسفه‌ و جهان‌ بینی‌ در تدوین‌ نظام‌ تربیتی‌ نقش‌ دارد.
تمامی‌ مباحث‌ و مفاهیم‌ عرفانی‌ در تدوین‌ نظام‌ تربیتی‌ نقش‌ دارد.
تمامی‌ مباحث‌ قرآنی‌ و تفسیری‌ و روایی‌ و مأثورات‌ ائمه‌ معصومین‌ علیه‌ السلام‌ و متون‌اسلامی‌ در تدوین‌ نظام‌ تربیتی‌ نقش‌ دارد.
شاید همین‌ گستره‌ حیرت‌انگیز موجب‌ گشته‌ است‌ تا در جمع‌ بندی‌ و تدوین‌ نظام‌ تربیتی‌اسلام‌ تاخیری‌ بیشتر از بیست‌ و هفت‌ سال‌ رخ‌ دهد.
محققانی‌ که‌ مایلند در این‌ زمینه‌ قلم‌ بزنند باید تمامی‌ اندیشه‌ و مطالعات‌ و اوقات‌ خود درطول‌ چندین‌ سال‌ متمادی‌ را وقف‌ تحقیق‌ در این‌ باره‌ نمایند و به‌ صورت‌ فعال‌ و پرکار و البته‌همراه‌ با ذوق‌ و ابتکار و علمی‌، وجود خود را وقف‌ بررسی‌ جوانب‌ نظام‌ تربیتی‌ نمایند.
اما بهرحال‌ تربیت‌ اسلامی‌، نظام‌ لازم‌ دارد و اساساً بدلیل‌ بی‌ کرانگی‌ تربیت‌، باید نظامی‌تدوین‌ شود تا برنامه‌ریزان‌ و مجریان‌ و مربیان‌ تعلیم‌ و تربیت‌ را از بی‌ برنامگی‌ یا یکسونگری‌محافظت‌ نماید.تحقق‌ تربیت‌ با مفهوم‌ مقدس‌ و اسلامی‌ آن‌ به‌ مراتب‌ پیچیده‌تر و مشکل‌تر ازتحقق‌ آموزش‌ در نظام‌ آموزشی‌ میباشد. لذا نیازمند به‌ تشکیلاتی‌ وسیعتر و برنامه‌ ریزیهای‌گسترده‌تر از نظام‌ آموزشی‌ فعلی‌ میباشد.
بعنوان‌ مثال‌ آموزش‌ ریاضیات‌ و پرورش‌ ذهن‌ و استعداد ریاضی‌ متربی‌ وقتی‌ محقق‌ خواهدشد که‌ از برنامه‌ ریزی‌ منسجم‌ و عمیق‌ برخوردار باشد، بودجه‌، کتاب‌، فضای‌ آموزشی‌ داشته‌باشد، لوازم‌ کمک‌ آموزشی‌، تربیت‌ معلم‌، آموزش‌ ضمن‌ خدمت‌، کتب‌ راهنمای‌ معلم‌ و اساتیدشایسته‌ داشته‌ باشد، نظام‌ ارزشیابی‌ داشته‌ باشد. تحقیقات‌ کافی‌ در زمینه‌ آموزش‌ ریاضیات‌ انجام‌پذیرد و مواد آموزشی‌ و روشهای‌ تدریس‌ هماهنگ‌ با روانشناسی‌ رشد و روانشناسی‌ یادگیری‌ ودر عین‌ حال‌ متناسب‌ برخوردار باشد. در مورد آموزش‌ علوم‌ طبیعی‌ نیز چنین‌ است‌. در باره‌آموزش‌ ادبیات‌ و هنر نیز چنین‌ است‌.
این‌ در حالی‌ است‌ که‌ آموزش‌ این‌ مواد نیاز به‌ انقلاب‌ درونی‌ و درگیری‌ با اعماق‌ روح‌ وروان‌ ندارد. در حالی‌ که‌ تحقق‌ تربیت‌ اسلامی‌ بسی‌ پیچیده‌تر و بسی‌ نیازمند به‌ تحقیقات‌ بیشتر وبرنامه‌ ریزیهای‌ اساسی‌تر و امکانات‌ و فضای‌ آموزشی‌ و لوازم‌ آموزشی‌ بیشتر میباشد بعنوان‌ مثال‌تحقق‌ ملکه‌ راستگویی‌ در شخصیت‌ متربی‌ و یا تحقق‌ ملکه‌ تعاون‌، و یا ملکه‌ نماز و تعبد و یا ملکه‌رعایت‌ حقوق‌ دیگران‌ و یا ملکه‌ انضباط‌ و نظم‌، ملکه‌ طهارت‌ و نظافت‌، ملکه‌ سخاوت‌ وشجاعت‌ و ایثار، ملکه‌ ادب‌ در سخن‌ و رفتار و نیز ملکه‌ خردمندی‌ و دانایی‌، ملکه‌ ظلم‌ ستیزی‌ وگردن‌ فرازی‌ در مقابل‌ متکبرین‌، ملکه‌ حیا و عفت‌، ملکه‌ غیرت‌ و روح‌ حماسی‌ در دفاع‌ از نوامیس‌و مقدسات‌ و میهن‌ و اسلام‌ در مقابل‌ متجاوزین‌، ملکه‌ کار و تلاش‌ و نیز دیگر آداب‌ و ارزشهای‌بیشماری‌ که‌ در تربیت‌ اسلامی‌ مطرح‌ است‌، مواردی‌ است‌ که‌ با تمامی‌ وجود و اعماق‌ روح‌ وروان‌ و حتی‌ محیط‌ و خانواده‌ دانش‌آموز مرتبط‌ میباشد و ممکن‌ است‌ با تمامی‌ اینها درگیر شود.لذا انتقال‌ مواد تربیتی‌ و تحقق‌ بخشی‌ در شخصیت‌ متربی‌ از چنان‌ پیچیدگی‌ عجیبی‌ برخورداراست‌ که‌ جز با برنامه‌ ریزیهای‌ وسیع‌ و پیچیده‌ و تدوین‌ نظامی‌ به‌ مراتب‌ پیچیده‌تر از نظام‌ آموزشی‌امکان‌پذیر نیست‌.
از طرف‌ دیگر در تحقق‌ برنامه‌های‌ تربیتی‌ به‌ دلیل‌ آنکه‌ سعی‌ و تلاش‌ متربی‌ یعنی‌دانش‌آموز یا دانشجو اصلی‌ترین‌ سهم‌ را در تحقق‌ آن‌ دارد، به‌ مراتب‌ پیچیده‌تر و مشکلتر ازآموزش‌ مواد درسی‌ و نظری‌ و فنی‌ میباشد، و نیاز به‌ کارشناسیهای‌ بسیار ظریف‌ و دقیق‌ و برنامه‌ریزی‌ شده‌ دارد. و هرگز نمی‌توان‌ مفاهیم‌ فوق‌ را تنها با نصیحت‌ در کلاس‌ اخلاق‌، در رفتاردانشجو یا دانش‌آموز متجلی‌ نمود.
زیرا دانش‌آموز و دانشجو لااقل‌ در آموزش‌ ریاضی‌ و فیزیک‌ و یا ادبیات‌ با درون‌ خویش‌درگیر نمی‌شود و در جهت‌ تسخیر یک‌ عامل‌ خارجی‌ است‌ ولی‌ وقتی‌ می‌خواهد تکبر را ترک‌ کندو یا تقوی‌ را پیشه‌ سازد با درون‌ خودش‌ باید درگیر شود. ثانیا وقتی‌ فیزیک‌ یا ریاضی‌ را آموخت‌،مشکل‌ او حل‌ شده‌ است‌ و مانع‌ برطرف‌ گشته‌ است‌ ولی‌ در مورد مواد تربیتی‌ و اخلاقی‌ وارزشهای‌ انقلابی‌ و دینی‌، پس‌ از آنکه‌ دانش‌آموز مفهوم‌ صحیح‌ مثلا تقوی‌ را کاملا درک‌ کرد، وآموخت‌، نه‌ تنها مساله‌ تمام‌ نمی‌شود بلکه‌ روبرو شدن‌ با مشکلات‌ درونی‌ و بیرونی‌ آغاز می‌گرددو تازه‌ اول‌ پیدایش‌ مشکلات‌ است‌.
بنابراین‌ تا زمانی‌ که‌ تربیت‌ و مواد تربیتی‌ با برنامه‌ ریزیهای‌ اساسی‌ پی‌ ریزی‌ شود هیچ‌ گاه‌نمی‌توان‌ به‌ نتایج‌ تربیتی‌ مدارس‌ و دانشگاهها امیدوار بود. و تا زمانی‌ که‌ ارزشهای‌ تربیتی‌ در رفتاردانشجویان‌ و دانش‌آموزان‌ متجلی‌ نگردد، دستگاههای‌ آموزشی‌ ما در مصاف‌ با تهاجمات‌فرهنگی‌، تلفات‌ داده‌ و طبق‌ فرمایشات‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌ نه‌ تنها ضربه‌ خواهد خود بلکه‌ دشمن‌فرصت‌ شبیخون‌ فرهنگی‌ خواهد یافت‌ و بدیهی‌ است‌ که‌ در یک‌ شبیخون‌، تلفات‌ مطرح‌ نیست‌،قتل‌ عام‌ مطرح‌ است‌.
تعریف تربیت دینى
شناخت مفهوم «تربیت دینى‏» منوط به شناخت معناى دو کلمه «تربیت‏» و «دین‏» است. از این‏رو، لازم است‏به معانى این دو واژه اشاره شود:
واژه «تربیت‏» در لغت، به معناى پرورانیدن یا پرورش دادن – یعنى: به فعلیت رساندن نیروهاى بالقوه (۵) – آمده. اما در اصطلاح، تعاریف متعددى از آن ارائه شده است. این تعاریف در عین تعدد، همگى در این جهت توافق دارند که تربیت فرایندى است که نتیجه‏اش تغییر رفتار فرد (اعم از ظاهرى و باطنى) و کسب هنجارهاى مورد قبول مى‏باشد.
با توجه به این مطلب، اولا، حصول چنین چیزى نمى‏تواند دفعى باشد. ثانیا، متربى نیز باید استعدادهاى لازم را براى تربیت‏پذیرى دارا باشد. اما علاوه بر این، پرورش واقعى در صورتى محقق مى‏شود که جریان تربیت‏بر اساس فطرت و سرشت متربى انجام گیرد.
واژه «دین‏» نیز در لغت، به معناى کیش، آیین، طریقت، و شریعت (۶) و در اصطلاح، عبارت است از: مجموعه اصول و قواعد بنیادى و احکام و دستوراتى که از سوى خدا به انسان داده شده است. به عبارت دیگر، دین شامل گزاره‏هاى توصیفى و تجویزى است و سه عنصر اساسى دارد:
الف. شناخت: عنصر مؤثر در دین‏دارى و تدین، علم به اصول و قواعد ضرورى دین است. یعنى متدین باید گزاره‏هاى دینى را از طریق استدلال و برهان عقلى دریافت نماید; مانند توصیف این‏که «الله آفریننده جهان است‏» یا «خدا یکى است‏» از گزاره‏هاى توصیفى مربوط به مسائل اعتقادى است که یک موحد باید بداند. آنچه در این زمینه قابل توجه است این که درباب شناخت گزاره‏هاى دینى، نباید به ظن و گمان قناعت کرد; زیرا خداوند مى‏فرماید: «لا تقف ما لیس لک به علم (اسراء: ۳۲); از چیزى که به آن علم ندارى پیروى نکن‏». بلکه به علم و یقین باید رسید.
ب. ایمان: عنصر دوم در دین التزام قلبى انسان به باورها و اصول مسلم دینى است. به کسى که اعتقاد قلبى نسبت‏به خدا نداشته باشد، متدین گفته نمى‏شود. ریشه تمام ارزش‏هاى اخلاقى ایمان به گزاره‏هاى دینى بوده و این ایمان مبتنى بر معرفت و شناخت است، به گونه‏اى که هر چه معرفت کامل‏تر باشد، آن ایمان نیز بارورتر خواهد بود. البته علم و ناخت‏شرط کافى براى ایمان نیست، بلکه شرط لازم آن است و عنصر اراده و گرایش باطنى به التزام قلبى نسبت‏به باورهاى دینى جزء اخیر ایمان را تشکیل مى‏دهد.
با توجه به این مطلب، ایمان یک عمل قلبى کاملا اختیارى است که فرد پس از شناخت لازم و به دور از فشارهاى بیرونى یا اصول اسلامى را پذیرا مى‏شود و یا آن را انکار مى‏کند. چه بسا افرادى هستند که در عین شناخت گزاره‏هاى دینى، در اثر لجاجت و عناد، ایمان نمى‏آورند. در مورد انتخابى بودن ایمان، شواهد فراوانى از آیات قران وجود دارد; از جمله این‏که خداوند مى‏فرماید: «انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا» (انسان: ۴); ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر و پذیرا باشد یا کفران کننده و ناپذیرا. در جاى دیگرى مى‏فرماید: «لا اکراه فى الدین‏» (بقره: ۲۵۶); در قبول دین اکراهى نیست.
ج. عمل:عنصر سوم دین عمل به گزاره‏هاى تجویزى و احکام دینى است; یعنى: آنچه را فرد از باورهاى دینى مى‏داند و به آن ایمان دارد، در مرحله عمل نیز آشکار سازد. عملى از نظر اسلام ارزشمند است که ناشى از ایمان راسخ به اصول دین و ارزش‏هاى مذهبى باشد. در موارد متعددى از قرآن کریم، ایمان پیش از عمل صالح ذکر شده است; مانند «آمنوا و عملوا الصالحات‏» (یونس: ۱۰) و این مى‏رساند که هیچ عملى بدون ایمان نیکو و پذیرفته نیست.
در این مورد، شواهد فراوانى از قرآن وجود دارد که عمل صالح را مشروط به ایمان مى‏کند; نظیر «من عمل صالحا من ذکر او انثى و هو مؤمن فلنحیینه حیوه طیبه‏» (نحل: ۱۲۹); هر کس از مرد و زن کار نیکى انجام دهد، به شرط این‏که ایمان داشته باشد، ما او را زندگى پاک و پاکیزه‏اى مى‏بخشیم.
از آنچه درباره دین و تربیت گفته شد، روشن گردید که مفهوم «تربیت دینى‏» در ارتباط با سه محور شناخت، ایمان و عمل قابل تحقق است. این سه عنصر در تربیت دینى هر کس، نقش اساسى دارد و مربى بر همین اساس باید عمل تربیت دینى را اجرا کند. بنابراین، مى‏توان گفت: «تربیت دینى‏» فرایندى است که از طریق اعطاى بینش، التزام قلبى و عملى به فرد هماهنگ با فطرت و به دور از جبر و فشار، به منظور نیل به سعادت دنیوى و اخروى انجام مى‏گیرد.
ضرورت و فایده‏ى اصل تربیتى
تربیت به عنوان فرایندى که نتیجه‏ى آن صرفا در مقام عمل روشن مى‏شود، داراى وجهه‏اى کاملاً عملى و کاربردى است. از این جهت، هرگونه تلاش نظرى در چارچوب مفهومى باید ناظر به فواید عملى باشد. در این میان نقش مبدّل‏هاى نظرى به عملى و انتقال‏دهنده‏ها روشن مى‏شود. تبلور مفهوم مبدّل در ماهیت اصل تربیتى، به عنوان آخرین مرحله‏ى نظر و سرآغاز اوّلین مرحله عمل تربیتى، مهم‏ترین نقشى است که ضرورت وجود اصول را در نظام تربیتى تبیین مى‏کند (شکوهى، ص۱۴۲).
بنابراین، مى‏توان فواید ذیل را براى اصل تربیتى ترسیم کرد:
الف) تأثیر در نیل به هدف تربیتى (هوشیار، ص۸ـ۱۴؛ زاهدى، ص۸۱؛ کلیات نظام آموزش و پرورش جمهورى اسلامى ایران، ص۵۰ و راسخى، ص۲۴)؛
ب) انعطاف در روش‏ها (شکوهى، ص۱۳۳)؛
ج) محوریت اصول در ایجاد ارتباط منطقى بین عناصر نظام تربیتى.
ویژگى‏هاى حاکم بر اصول تربیتى
ویژگى‏هاى حاکم بر اصول تربیتى را مى‏توان به شرح زیر برشمرد:
الف) اصل امرى ابداعى و اختراعى نیست، بلکه با توجه به مبانى خود قابل دستیابى است و یا از رهگذرِ دریافتِ عنصر مشترکِ روش‏هاى مختلف قابل احراز و کشف است؛
ب) اصل مفهومى کلى است و ملاک و معیار واقع مى‏شود؛ بنابراین نمى‏تواند امرى جزئى و داراى یک مصداق معین باشد (شاتو، ص۱۹۴)؛
ج) اصل صرفا یک پدیده مفهومى است. تفاوت ماهوى اصل با دیگر عناصر نظام تربیتى، یعنى مبنا، هدف و روش، در بعد مفهومى آن است؛ به این معنا که، اصل از ارتباط میان دیگر مفاهیم زاییده مى‏شود، در حالى که مفاهیم مبنا، هدف و روش داراى منشأ انتزاع عینى هستند؛
د) اصل ماهیتى هنجارى (ارزشى) دارد. نظر به این‏که اصل، قاعده و معیارِ عمل و ناظر بر آن‏است، نمى‏تواند رویکردى توصیفى‏نسبت به واقعیات تحت عنوان خود داشته باشد، بلکه، برخلاف مبنا که جنبه‏ى توصیفى از واقعیات دارد، درصدد ارائه‏ى واقعیتى مطابقِ مدلول خود و هنجارى متناسب با خاستگاه خود است. به طور کلّى، اصول تربیت متضمن ارزش‏گذارى متناسب با مبناى پذیرفته شده در تربیت و اهداف مورد نظر آن است؛
ه ) اصل بر روش حاکمیت است و ضابطه مفهومى و رابطه‏اى براى استفاده از روش‏هاست؛ بدین معنا که اصلْ راه‏نمایى نظرى براى گزینش روش‏هاى خاص متناسب با اهداف و طرد دیگر روش‏هاست…….

برای خرید اطلاعات خود را وارد کنید
  • کلیه پرداخت های سایت از طریق درگاه بانک سامان انجام می گیرد.هر مرحله از خرید می توانید مشکل خود را با پشتیبان و فرم تماس با ما در جریان بگذارید در سریعترین زمان ممکن مشکل برطرف خواهد شد
  • پس از پرداخت وجه ، فایل محصول هم قابل دانلود می باشد و هم به ایمیل شما ارسال می گردد .
  • آدرس ایمیل را بدون www وارد نمایید و در صورت نداشتن ایمیل فایل به تلگرام شما ارسال خواهد شد .
  • در صورت داشتن هرگونه سوال و مشکل در پروسه خرید می توانید با پشتیبانی سایت تماس بگیرید.
  • پشتیبان سایت با شماره 09383646575 در هر لحظه همراه و پاسخگوی شماست
  • اشتراک گذاری مطلب

    راهنما

    » فراموش نکنید! بخش پشتیبانی مقاله آنلاین ، در همه ساعات همراه شماست

    اطلاعات ارتباطی ما پست الکترونیکی: Article.university@gmail.com

    تماس با پشتیبانی+ ایدی تلگرام 09383646575

    برای سفارشتان از سایت ما کمال تشکر را داریم.

    از اینکه ما را انتخاب نمودید متشکریم.

    معادله فوق را حل نمایید *

    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است