خانه » پروژه » عمران و معماری » دانلود پروژه ساخت های ثابت و واحدهای آزاد
دانلود پروژه ساخت های ثابت و واحدهای آزاد

دانلود پروژه ساخت های ثابت و واحدهای آزاد

ساخت های ثابت و واحدهای آزاد

فهرست مطالب

بخش اول
ساخت های ثابت و واحدهای آزاد (گونه گونی ها در ساختمان سازی)
پیشگفتار
در دسامبر ۱۹۶۴ در اتحادیه معماران هلندی پیشنهادهایی شد که طرح کلی و روشی برای طراحی مسکن تطبیق پذیر با استفاده از ساخت ثابت (نگهدارنده Support) و واحدهای آزاد (واحد جدا شدنی Detachable Unit) را نشان می‌دهد .
در این گروه هم معماران و هم مجریان ساختمان و تولید کنندگان قطعات ساختمانی ، سرمایه گذاران ، پیمانکاران و شرکتهای خانه سازی نیز می باشند . به دلایلی چند هلند را می توان آزمایشگاهی برای بررسی راه حل مشکلات خانه سازی انبوه در سراسر دنیا به حساب آورد . این گروه هلندی روشی را برای طراحی ارائه می‌دهد که نتیجه آزمایشها و شرایط خاص می باشد .
چون تراکم جمعیت کشور زیاد بود و با وجود سنت قدرتمند شهرنشینی تقریبا نا‌ممکن بود که مسئله ساختمان سازی را چون امری کاملا مجزا به حساب آورد . بنابراین معماران تصمیم به صنعتی شدن ساختمانها گرفتند ولی هنوز معلوم نبود که این تفکر مقرون به صرفه نباشد .
معماران بنیانگذار پذیرفتند که از مفهوم «ساخت ثابت» به عنوان یک فرضیه عملی دیگر برای تحقیقات بیشتر استفاده شود . اساس فرضیه ساخت ثابت و واحدهای آزاد آن بود که شخص مصرف کننده خانه در تولید آن مشارکت یا نظارت داشته باشد . چنین پنداشته می شد که نقص تولید انبوه ، همان عدم مشارکت مصرف کننده در روند خانه سازی است . در واقع هم در خانه سازی انبوه اصل مهم به مفهوم فنی و سازمانی آن این است که مصرف کننده نقشی در تصمیم گیری ندارد . از سوی دیگر در مفهوم «ساخت ثابت» مبنای کار اینست که مسکن به هر شکل و هر اندازه که باشد ، همیشه محصول دو حوزه مسئولیت و تصمیم گیری است . بخشی از ساختار شخصاً در اختیار ساکن خانه است که می تواند آن را به دلخواه تغییر دهد و تبدیل کند امّا بخش دیگر به یک زیر ساخت عظیم تری تعلق دارد ، که فرد درباره آن نمی تواند تصمیم گیرد بلکه باید از قوانین و قراردادهای گروه بزرگتر (چه در حد همسایگی باشد یا مقامات محلی) پیروی کند .
این دو حوزه تصمیم گیری را همیشه و همه جا می توان تشخیص داد . حتی آنها که صاحب خانه ویلایی نیز هستند باید زیر ساخت خیابانها ، خدمات و مقررات حوزه بندیها و غیره را بپذیرند . آنچه محیط خود می نامند محصول یک زمینه طبیعی و اجتماعی بزرگتری است که افراد در آن مشارکت دارند . در طول تاریخ این تعادل بین فرد و جمع در اشکال بیشماری تجلی یافته است .
مفهوم ساخت ثابت ، بازشناسی سنت دیرینه ای است در مورد بازتاب خصوصیات اساسی در محیط ظاهری و بدین معنی ابداع جدیدی به حساب نمی آید . ولی به هر جهت این مفهوم با مفهوم خانه سازی انبوه که در این قرن به یکسان مورد توجه متخصصان و دولتمردان ، در تلاششان برای دنیا بهتر بوده ، در تضاد است .
در مفهوم ساخت ثابت تولید خانه مشابه سایر کالاهای صنعتی نخواهد بود بلکه مصرف کننده نیز در روند تولید آن دخالت دارد . اما این دخالت در چهارچوب بزرگتر خدمات و زیر ساختهای اجتماعی انجام می پذیرد . اگر این فلسفه در مورد خانه سازی انبوه در محیط متراکم شهری پیاده شود ، مفهوم «ساخت ثابت» تبدیل به یک موجودیت مادی می گردد .
در اینجا دیگر نمی شود خانه سازی ویلایی و قطعات مجزا را در نظر گرفت ، بلکه باید ساختهای وسیعتر ، خواه مرتفع و خواه کم ارتفاع را مد نظر داشت . که چندین واحد مسکونی را در خود جای داد . اتحادیه معماران سعی کرده است افراد در این ساختهای وسیعتر همان قدر حق انتخاب داشـته باشـند که در خـانه های ویـلایی
داشتند .
ساخت ثابت به هر ساختمانی گفته می شود که چندین واحد مسکونی قابل تطبیق با نیازها و خواسته های متغیر مصرف کنندگان در طول زمان را در خود جای دهد . این مسئله ای است که در زمینه خانه سازی هلندی باید با آن روبرو شد . در واقع این مسئله در هر کجا که عده زیادی باید از فضای محدود و کوچکی استفاده کنند وجود دارد و باید با آن مقابله شود . این یک نمونه بارز از مسئله شهرنشینی است .
از ابتدای امر امید می رفت که طرح ساخت ثابت برخی از مشکلات سنتی مربوط به طراحی خانه سازی انبوه را حل کند . روند طراحی در خانه سازی انبوه بر اساس نقشه یک واحد یا نقشه یک طبقه انجام می گیرد . وقتی واحد طراحی شد ، از تکرار آن ، ساختمان بزرگتر به دست می آید . در شرایطی که هزینه ما باید به حداقل برسد و ضوابط و آیین نامه های دولتی باید مراعات گردد و همچنین تقسیم فضا و نواحی سودمند باید در یک سطح محدود صورت گیرد . نقشه طبقه مبنا همیشه محصول و نتیجه توافق و مذاکرات پیچیده میان معمار ، صاحبکار ، مهندس ساختمان و دیگر دست اندرکاران این حرفه است . در حقیقت سعی بر این است که مقشه ای قابل قبول به دست آید تا تکرار مداوم آن منطقی باشد . ولی در طراحی ساخت ثابت ، نقشه نهایی از پیش تعیین نشده است .
ساخت ثابت در عین حال باید بتواند مسکنهایی را در خود جای دهد که با ضوابط معمول خانه سازی در هر جامعه منطبق باشد . مسائل مربوط به محدودیت منابع ، بودجه و فضا در این حالت هم به قوت خود باقی است . تطبیق پذیری و قابلیت گونه گونی باید بی آنکه نیاز به کوشش زیاد یا خبرگی فنی ساکن خانه باشد ، بیشترین حق انتخاب را در اختیار کسانی بگذارد که دست آخر در بناهای مبتنی بر ساخت ثابت سکونت می گزینند .
جنبه مهمی هست که باید در طراحی ساخت ثابت و واحدهای آزاد مدنظر قرار گیرد . وقتی ما ساخت ثابت را طرح می کنیم ، فرض می گیریم که واحدهای آزاد آن جداگانه طراحی و تولید می شوند . بدین ترتیب دو روند تولید متفاوت وجود دارد :
۱)    روند تولید ساخت ثابت .
۲)    روند تولید واحدهای آزاد .
برای استفاده از چند راه و روش باید چند کلمه ای درباره سرشت این روش گفته شود . روند ارزیابی باید به آزمون این نکته بپردازد که چه امکانی در یک ساختار داده شده است . (مثلاً نقشه های نهایی طبقات) در برابر وضع مطلوب (مثلاً ضوابط مشخصاً تعیین شده) وجود دارد . در این روش اساساً مجموعه ای از عملیات را در اختیار می‌گذارد که در موقعیتهای رو‌به پیچیدگی بیشتر امکان چنین مقایسه ای را‌فراهم
سازد .
برای مثال فرض کنیم که عرض یک دهانه (یک تیر یا فاصله دو ستون اصلی) را می دانیم ، چند سوال پیش می آید .
۱)    در این عرض چه ترکیب بندیهای فضایی یا عملکردی مناسبی می توانیم داشته باشیم ؟
۲)    در قسمت به خصوصی از یک ساختار چه نوع فعالیتی امکان پذیر است ؟
۳)    به عکس با دادن مناسبات لازم بین کارکردها ، چه عرض دهانه ای می تواند در چهارچوب محدودیت های فنی و مالی ، راه حل مطلوب را در اختیار بگذارد ؟
۴)    در چه قسمت به خصوصی از یک ساختار می توان فعالیتهای ضروری مورد نظر را قرار داد ؟
هر عملیات ، در این روش سرانجام به یک سری جوابهای گوناگون می رسد . این جوابها ما را در تصمیم گیری در مراحل مختلف این روند یاری می دهد و نیز مسیر حرکت بعدی را مشخص می سازد . این جوابهای مختلف را گونه گونی می نامیم .
برای مقایسه گونه گونی های یک عملیات با گونه گونی هایی که از عملیات دیگر به دست می آید ، باید به طریق منظم عمل کنیم و الگویی کلی برای کار داشته باشیم . به عبارت دیگر طریقه تفسیر گونه گونی ها و نیز نتیجه آن باید به قاعده در آید تا از هر گونه سردرگمی جلوگیری شود . با توجه به مسائلی که ما در روند طراحی مطرح می کنیم ، عملیات این روش ممکن است گیج کننده باشد
بعنوان مثال ، وقتی یک شکل ظاهری خاص را انتخاب می کنیم ، آیا می دانیم که تاثیر این انتخاب بر امکانات بالقوه این طرح چه خواهد بود !
یا وقتی می خواهیم یکی از این امکانات را تسهیل کنیم ، چه شکلی جوابگوی آن است ؟ وقتی این سؤالات برای یک نفر پیش آید و مسئله نیز زیاد پیچیده نباشد ، ممکن است جواب صحیح به او الهام شود بدون اینکه شخص نیازی به یک تحلیل منضبط داشته باشد یا لازم باشد با سایرین تماس گیرد ولی اگر چندین نفر در یک طرح دخیل باشند یا اینکه مسئله پیچیده باشد یا اگر لازم آید که ضوابط و قوانین مربوط مشخص تر شود ، به روشهای تحلیل دقیق و مدونتری احتیاج داریم . به طور کلی در موارد زیر استفاده از یک روش نظام یافته ضروری به نظر می رسد :
اول) در صورتی که چندین نفر با سلیقه ها و تخصصهای متفاوت باید در مورد یک کار نظر بدهند .
دوم) هنگامیکه کیفیات یک طرح باید به صورت ضوابط و قواعد کلی دسته بندی شودتا افراد دخیل در کار بتوانند آن را درک کنند و در مورد آن تصمیم گیرند .
سوم) وقتی که باید در هر مرحله به چندین جواب رسیدتا در مرحله بعدی در
مورد آنها تصمیم گیری شود .
چهارم) در صورتیکه چندین نفر به صورت مستقل ، ولی همزمان و هماهنگ روی یک پروژه کار کنند .
پنجم) هنگامیکه چند نفر باید مستقلاً ولی به صورت زنجیره ای پشت سر هم و هماهنگ فعالیت کنند به عبارت دیگر در این کار روند طراحی به روند تصمیم گیری در مورد اشکال فیزیکی تبدیل شده است .
این تصمیم گیری باید توسط افراد مختلف ولی به طور هماهنگ انجام پذیرد . برای رسیدن به اهداف زیر باید روشی رسمی و قراردادی برای این کار تدوین شود .
الف) ثبت تصمیمات اتخاذ شده .
ب) ارزیابی این تصمیمات از نقطه نظر کاربرد ، سهولت تکمیل و میزان هزینه ای که لازم دارد . بدون این قراردادها نه ارتباط این با یکدیگر امکان پذیر است و نه دستیابی به یک روند ساختمانی .
در طرح یک ساخت ثابت چه مسائلی وجود دارد ؟
وقتی از مفهوم ساخت ثابت استفاده می کنیم فرض می گیریم که در تصمیم گیری حداقل دو شرکت کننده وجود دارد که مستقلاً و یکی پس از دیگری عمل می کنند . اولین شرکت کننده طراح ساخت ثابت است که زیر بنای اصلی را تهیه می کند و سپس ساکن خانه است که در یک روند مستقل واحد مسکونی به وجود می آورد .
این مسئله ای است که در بالا به آن اشاره کردیم (منظور دو شرکت کننده ای است که مستقلاً و یکی پس از دیگری عمل می کنند) .
مسئله دوم هماهنگی با طرح واحدهای آزاد است . واحدهای آزاد و ساخت ثابت در دو روند جداگانه ولی موازی طرح می شوند این دو روند ممکن است همزمان صورت گیرد .
طراح ساخت ثابت در یک چهارچوب اجتماعی عمل می کند که در آن کار او از چندین لحاظ ارزیابی خواهد شد :
اول) ضوابط مورد قبول عمومی در مورد یک واحد مسکونی مناسب .
دوم) ضوابط خاص مشتری ، یعنی کسی که روی ساختار سرمایه گذاری می کند یا آن را کامل می سازد تا برای فروش یا اجاره در اختیار افرادی ناشناس قرار دهد .
پس حداقل سه دست اندرکار وجود دارد
۱) طراح              ۲) دولت             ۳) مشتری
بنابراین این‌سه‌،‌باید اصول و ضوابط تعیین شده ای را بپذیرند تا بدان وسیله بتوانند کاربردهای مختلف یک ساخت ثابت را ارزیابی کنند . و بالاخره طرح یک ساخت ثابت با چندین متخصص فنی نیز سروکار دارد که عبارتند از معمار ، مهندس سازه ، بنا، مهندس برق ، مهندس مکانیک ، مهندسین تاسیسات بهداشتی و حرارت و برودت.
مانند هر ساختمان دیگری این افراد باید در رشته های مختلف فعالیت خود را با یکدیگر یکپارچه سازند ، ولی در این حالت آنها در چهارچوب بودجه فضای محدودی عمل می کنند . و در عین حال باید به طرحی انعطاف پذیر برسند . حال اگر نقشه از قبل تعیین شده ای موجود نباشد ، باید وسیله دیگری وجود داشته باشدکه خدمات آنها را هماهنگ کنند .
با توجه به مسائلی که در طراحی ساخت ثابت وجود دارد ، ناچاریم که روند طراحی را به عنوان روند تصمیم گیری قلمداد کنیم . روندی که سرانجام تصمیمات را به صورت اشکال ساخته شده در می آورد . ضوابطی که در این کار وجود دارد یکی امکانات فنی و اقتصادی است و دیگری قابلیت تطبیق پذیری .
برای حل این معما بالاجبار کلیدی درست کردیم که نه تنها در این مسئله بلکه در بسیاری از دیگر مسائل طراحی نیز به کار می آید ، حتی در مواردی که هیچ گونه ارتباطی با خانه سازی تطبیق‌پذیر ندارد .
بنابراین تصمیم گرفتیم که از این اصول برای حل سایر مسائل طراحی نیز استفاده کنیم . در حال حاضر سعی می شود از این روش در طراحی ادارات ، بیمارستانها ، کارخانه ها و سایر ساختمانها نیز استفاده شود . اعضای سازمان مهندسان مشاور مستقل هلند به همراه اتحادیه معماران گردانندگی این کار را به عهده دارند .
(این گروه شامل مهندسان سازه ، مکانیک ، حرارت و برودت ، تاسیسات بهداشتی و … هستند) .
جاده ها ، شبکه ترافیک و فضاهای باز خصوصی و عمومی همه جزئی از بافت اطراف ساختمان به عنوان ساخت ثابت است .
این روش در طراحی مسکن ، بدون استفاده از ساخت ثابت ، نیز به کار رفته است. از جمله این موارد می توان از حل مسئله هماهنگی ، ارزیابی و استفاده از روش سیستماتیک نام برد . معماران از این روش برای هماهنگ ساختن روند طراحی در دفاتر خود استفاده کرده اند .
همچنین توانسته اند بدین وسیله به مشتریان روندی اصولی ارائه کنند تا کلیه دست اندرکاران ساختمان بتوانند در هر مرحله تصمیم گیری کنند و راه حلهای مرحله بعد نیز برایشان مشخص باشد . تولید کنندگان از این روش برای طراحی و تولید واحدهایی استفاده کرده اند که باید در یک نظام بزرگتر به کار رود و نیز از این روش برای عرضه امکانات متفاوتی که در کاربرد این واحدها وجود دارد بهره گرفته اند . خلاصه هر جا که با مسئله ارزیابی و هماهنگی روبرو باشیم می توانیم این روش را به
کار گیریم .
البته با وجود امتیازاتی که این روش دارد ، استفاده از آن در عمل مسائلی نیز ایجاد خواهد کرد به عنوان مثال این روش نمی تواند برای یک فرد که به تنهایی عمل می کند سودمند باشد ، چون تاکید اصلی آن بر هماهنگی و برقراری ارتباط است بنابراین فقط در صورتی به کار می آید که طراحی به صورت یک روند تصمیم گیری مطرح شود و تنها زمانی موثر است که دست اندرکاران مایل به همکاری باشند .
باید گفت که گاهی این مورد پیش نمی آید . یک فرد فقط هنگامی به لزوم همکاری پی می برد که هرچه بیشتر سعی می کند کمتر موفق می شود . یا هنگامی که با مشکلی غیر قابل حل روبرو می شویم تمایل داریم که آن را ساده کنیم .
اگر فقط مسائل فنی مطرح باشد این روش موفقیت آمیز خواهد بود ، ولی در صورتیکه جوابگویی به نیازهای اجتماعی و روانی آدمی بیش از حد ساده گردد ، کیفیت زیست وی کاهش خواهد یافت .
این را خانه سازی انبوه در هلند به ما آموخته است واقعیتی که هر کس و در هر کجا باید بیاموزد ، خواه از روی تجربه شخصی و خواه با عبرت گرفتن از دیگران .
یکی از راههای ساده کردن مسئله در عین جوابگویی مناسب به آن استفاده از زمینهای وسیع و ایجاد زیر ساختهای وسیع برای دسترسی در رساندن خدمات به این زمینهاست . بدین ترتیب می توان در این زمینها خانه های ویلایی ایجاد کرد . این روش در شهرکهای امریکایی موفق بوده و امروزه در اروپا نیز جلب نظر کرده است .
در این گونه شهرکها مصرف کننده بر چگونگی طرح و نیز تغییرات آتی آن نظارت کافی دارد . در عین حال روند کار نیز بسیار ساده است و برای همه دست اندرکاران مانند مصرف کننده ، سازنده ، تهیه کننده یا سرمایه گذار قابل فهم است . به عبارت دیگر نقش کلیه افراد کاملاً روشن است و بین حوزه های عمل آنها تعادل برقرار است ولی هنگامیکه فضا محدود گردد یا این تعادل حوزه عمل از بین رود مسئله خواه ناخواه پیچیده خواهد شد .
هرچه تعداد افرادی که از یک فضای محدود استفاده می کنند بیشتر باشد مسئله پیچیده تر خواهد بود . یکی از این موارد حالتی است که این خانه های منفرد بالاجبار به صورت واحدهای مسکونی متصل و دسته بندی شده در می آیند و بنابراین بافت عملکردها و فضاها شبکه بسیار ظریفتری به خود می گیرد . یکی از راه حلهای این مسئله نفی فردیت خانه هاست یعنی کاری که در تولید مسکن انبوه انجام شده است ، ولی با این کار یعنی حذف فردیت از خانه ، نقش مصرف کننده به عنوان یک شرکت کننده فعال نیز حذف شده است . این باعث بر هم زدن همان تعادل وزه عمل دست اندرکاران می شود تعادلی که در طول تاریخ همواره برای ایجاد محیط زیست انسانی حیاتی بوده است . مفهوم ساخت ثابت تعادل حوزه های عمل در شهر یعنی جایی که تراکم بیشتر الزامی است را حفظ می کند و در عین حال بر خصوصیات زندگی فردی و جمعی تاکید می گذارد .
ساختهای ثابت و واحدهای آزاد
تا زمانی که افراد نتوانند در مورد چگونگی واحد مسکونی خود و نیز نحوه چیدن وسایل آن نظر بدهند نمی توان گفت خانه جوابگوی نیازهای شخصی افراد است .
تا وقتی که تولید به نحوی سازمان داده نشود که شخص ساکن خانه نتوانند در تولید مشارکت کند نمی توان گفت که از نظر تکنولوژی به نحو احسن استفاده شده است .
اصطلاحات ساخت ثابت و واحد آزاد برای دستیابی به اهداف فوق ، یعنی مشارکت ساکنان خانه در روند طراحی و تولید وضع شده است . این اصطلاحات مبین پنداری هستند که به موجب آن تعیین چگونگی ساخت ثابت به عهده جامعه قرار می‌گیرد و تصمیم گیری در مورد واحدهای آزاد به عهده فرد .
بنابراین با تعیین اینکه یک عنصر ساختمانی با تصمیم گیری جمعی (بخش دولتی یا تعاونی) ساخته می شود یا فرد در مورد نحوه ساخت آن تصمیم می گیرد مشخص
کرده ایم که آن عنصر یا ساخت ثابت است یا واحد آزاد .
ساخت ثابت در برگیرنده تصمیماتی است که اجتماع بر آن نظارت دارد .
واحد آزاد بخشی است که فرد در مورد آن تصمیم گیری می کند .
یک جامعه با بنا کردن ساخت ثابت برای افراد خود مسکن فراهم می کند . خانه وقتی به وجود می آید که فرد یک واحد آزاد در ساخت ثابت برپا کند . خانه محصول تلاش یک اجتماع و یک فرد است
ساخت چهارچوب سازه ای نیست . واحدهای آزاد مولفه های پر کننده نیستند ساخت ثابت و واحد آزاد با تعریف بالا ، مسکن و سازه بزرگتر را به دو دسته عنصر تقسیم می کند هم اکنون در صنعت خانه سازی بین چهارچوب سازه و آن عناصری که در این چهارچوب قرار می گیرند تفاوتی وجود دارد که ما با آن آشنایی داریم . ولی تفاوت ساخت ثابت و واحد آزاد از نوع دیگری است .
تفاوت اول صرفاً در زمینه فنی است در حالیکه تفاوت دوم مربوط به نحوه نظارت و قدرت تصمیم گیری است .
البته معمولاً یک واحد آزاد یک عنصر سازه ای نیست .
ساکن خانه می تواند خود تصمیم گیرد که کی و کجا باید چنین عنصری را به کار برد . اگر وی تصمیم بگیرد که این عنصر را جا به جا کند سازه نباید فرو ریزد . بنابراین منطقاً واحدهای آزاد باید مولفه هایی غیر باربر باشند که در داخل «ساخت ثابت» کار گذاشته می شوند . ساخت ثابت به خودی خود سازه ای کامل است ولی خانه فقط وقتی تکمیل می شود که «واحد آزاد» در داخل ساخت ثابت کار گذاشته شود .
دو شکل تولید
تفاوت بین ساخت ثابت و واحدهای آزاد در واقع تفاوت بین دو محصول جداگانه است . ساخت ثابت سازه ای است که برای یک محل خاص طرح و در آن بنا می شود . بنابراین می تواند یا یک سازه سنتی باشد یا محصول یک سیستم صنعتی .
در آن صورت دیگر یک سیستم «خانه سازی» نیست بلکه یک سیستم «ساخت ثابت» است . یک مجموعه واحد آزاد حاوی عناصری است که بعداً در ساخت ثابت کار گذاشته می شود تا یک واحد مسکونی به وجود آید .
بنابراین واحد آزاد باید قابل تطبیق با محیط باشد و بتوان آن را در ترکیبات مختلف و ساختهای ثابت متفاوت به کار برد . پس یک واحد آزاد همیشه مشتری دارد و در نتیجه برای تولید انبوه مناسب است
از این روست که تفاوت بین ساخت ثابت و واحد آزاد تفاوت بین دو نوع تولید
است . در هر دو مورد باید امکان ابتکار عمل وجود داشته باشد ولی از طرفی ساخت ثابت باید به نحوی باشد که بتوان هر گونه واحدهای آزاد را در آن به کار برد و از طرف دیگر واحدهای آزاد بایدبه قسمی طرح شود که بتوان از آنها در هر نوع ساخت ثابت استفاده کرد
معیارهای اجتماعی
کدام بخش از واحد مسکونی را می توان ساخت ثابت و کدام بخش را می توان واحد آزاد دانست ؟
این اولین سوالی است که در بررسی طراحی ساخت ثابت و واحد آزاد به ذهن خطور می کند . پاسخ این سوال تحت تاثیر نکات بسیاری است . از آنجا که مجموعه واحد آزاد مرکب از تمام واحدهایی است که مصرف کننده به عنوان یک فرد در مورد آن تصمیم می گیرد ، روشن است که پرسش اینکه چه چیزی یک واحد آزاد است ، پرسشی درباره مسئله نظارت است ، مصرف کننده حق اتخاذ چه تصمیماتی را برای خود دارد ؟
هنوز در مورد اینکه چه کاری از نظر فنی امکان پذیر است صحبت نکرده ایم : ممکن است چیزی به آسانی قابل حذف یا انتقال باشد و در عین حال خارج از حیطه نظارت مصرف کننده قرار گیرد ، مثلاً یک جداکننده سبک در صورتیکه مصرف کننده حق جا به جا کردن آن را نداشته باشد باید بخشی از ساخت ثابت به حساب بیاید . از طرف دیگر اگر مصرف کننده بتواند یک دیوار آجری داخلی را به دلخواه خود خراب کند یا به جای دیگر انتقال دهد آن را به راحتی می توان یک واحد آزاد به حساب آورد .
چون هدف راهنمایی در طراحی ساخت ثابت است و کلاً به مسائل فنی طراحی مربوط نمی شود ، طرح ساخت ثابت می تواند پاسخی برای مسئله اجتماعی باشد .
در نتیجه اینکه واحد آزاد کجا آغاز می شود و ساخت ثابت کجا به پایان می رسد بر حسب اوضاع اجتماعی و نیز اقلیمی مختلف جوابهای متفاوتی خواهد داشت .
اینکه ساخت ثابت و واحد آزاد از چه چیزی تشکیل شده است بستگی دارد به شرایط اسکان ، تصور مردم از خود و جامعه شان ، به میزان دگرگونی در رفتار سکونتی و نیز نحوه استفاده از مسکن در طول زمان .
البته امکانات تکنولوژیک هم در این جا نقش دارند ولی این نقش کوچکتر از آنست که می پنداریم . در کشورهای با تکنولوژی پیشرفته به مصرف کننده امکان دخالت بسیار کمی داده می شود اما در کشورهایی که پیشرفته نیستند گاه یک فرد می تواند در مورد نقشه یا حتی کل ساختمان خانه خود شخصاً تصمیم بگیرد .
امکان تصمیم گیری برای ساکن خانه
اگر فعلاً ضوابط مربوط را در نظر نگیریم ، مسئله این طور مطرح می شود که : ساکن خانه با توجه به محدودیتهایی که در بالا اشاره شد چگونه می تواند حتی الامکان آزادانه در مورد خانه خود تصمیم گیرد ؟
هر قدر این تصمیم گیری ساده تر صورت گیرد کیفیت آن بالاتر می رود و نیز از این امکان بهتر استفاده می شود . منظور این نیست که واحدهای آزاد را بتوان به آسانی و بدون کمک متخصصان جا به جا کرد حتی از بین برداشتن موانع اداری ، که گاه سبب می شود یک مجموعه واحد آزاد که از نظر فنی به آسانی قابل تغییر است در عمل تغییر ناپذیر شود نیز اهمیت چندانی ندارد منظور اصلی طرح یک سری قوانین است برای ایجاد گونه گونی  ممکن در خانه ، قوانینی که آنقدر ساده باشند که ساکن خانه بتواند ببیند که کلاً چه اختیاراتی برای تغییر دادن خانه خود دارد .
موارد استفاده از عناصر باید به آسانی قابل درک باشد تا مصرف کننده بتواند در مورد نقشه خانه اش تصمیم گیری کند چون او طراح نیست و نباید هم باشد . معمولاً او به طراحی علاقه ای ندارد ولی می خواهد در محیطی که برایش مناسبتر است زیست کند .
در یک سازه فلزی یا بتنی می توان بسیاری از نقشه های متفاوت طرح کرد اما این
نوع ساخت ثابت نیازمند تعداد زیادی واحد آزاد و موجب مشکلاتی در عایق بندی صوتی و حرارتی می شود .
ساخت ثابتی که فضاهای خنثی عرضه می کند ممکن است بهترین نباشد . ساخت ثابتی که انواع خاصی از فضاها را در عین حال قابل تشخیص باشند ، ارائه می دهد و امکانات مختلف فراوانی را موجب می گردد موفق تر است . این ساخت ثابت ممکن است دیوارها و ستونهای ثابت بیشتری داشته باشد ولی این به آن معنی نیست که امکانات آن از ساخت ثابتی که بازتر ساخته شده کمتر است .
در طراحی ساخت ثابت هدف یافتن راه حلی است که با استفاده از حداقل واحدهای آزاد بتوان به تمام گونه گونی های مورد نظر دست یافت .
ساخت ثابت عموماً چیزی است بیش از یک چهارچوب خالی یا صرفاً یک اسکلت . بنابراین یک محصول معمارانه است ، سازه ای است با فضاهای مناسب ، آنچنان که مصرف کننده با آن مانوس می شود . در آن امکاناتی می یابد که با استفاده از واحدهای آزاد بتواند خانه ای بسازد که خاص خود او باشد .
شاید ساخت ثابت برای یکی مطلوب بوده و برای دیگری چنین نباشد .
ساخت ثابت به عنوان یک مسئله طراحی
در طرح ساخت ثابت بیشترین و بهترین استفاده مطرح است . چگونه می توان بیشترین گونه گونی در شیوه زندگی خوشداشتهای شخصی را با استفاده از کمترین واحد آزاد تامین کرد ؟
به طور کلی بهترین و اقتصادی ترین راه حل آنست که تنها عناصری قابل تغییر باشد که باید بالاخره در آینده آنها را تغییر داد .
اگر تعداد عناصر تغییرپذیر خیلی کم باشد ساخت ثابت نمی تواند تغییرات طرح را جوابگو باشد بنابراین چیزی خلاف منطق خواهد شد .
این امر درباره واحدهای آزاد هم صدق می کند طراح باید عوامل موثر و تغییرات احتمالی در آینده را بشناسد . باید بداند که چه چیز چه مقدار عمر می کند . یکی از دلایل کمبود اطلاعات ما در مورد محرکهای این تغییرات و تنوعات این واقعیت است که اصولاً در خانه سازی انبوه عصر حاضر امکانات زیادی برای تغییرات باقی نمانده است . هنوز هم هستند کسانیکه مالک خانه خود هستند و می توانند آن را تغییر دهند هر چند که در طرح خانه ها در ابتدا امکان تطبیق در نظر گرفته نشده باشد .
مشاهده (۱)
محل بین آشپزخانه و نشیمن قبلاً جای میز صبحانه بوده و اکنون تبدیل به کابینت شده است .
حتی می توان کمی اشپزخانه را کوچکتر کرد و نشیمن را بزرگتر کرده تا حالت L پیدا کند .
حمام بزرگتر شده و اتاقهای خواب کمی کوچکتر شده اند .
ساخت ثابت و واحدهای مسکونی :
تا به حال بیشتر به مسئله تغییر نقشه در داخل واحد مسکونی رو به رو بوده ایم ولی این مسافت را طوری می توان طراحی کرد که امکان تغییر و تبدیلهای دیگر را هم بدهد . سه امکان وجود دارد می توان سطح زیر بنا را از طریق افزودن ساختمان جدید بزرگتر کرد یا آن را با جا به جا کردن واحدهای داخل ساخت ثابت تغییر داد ، مثل برداشتن دیوار بین دو واحد مسکونی مجاور و بالاخره عملکرد داخل واحد مسکونی را می توان دگرگون کرد .
البته طراحی این گونه ساختهای ثابت قابل بحث است زیرا جوابگویی به این امکانات و تغییرات از نظر فنی گران تمام می شود .
تغییرات در سطح زیربنا :
محله ای قدیمی به خاطر ساختن خانه های جدید به جای خانه های قدیمی و به علت افزودن بخشهای تازه و تا حدودی به علت تغییر حدود زمینها مدام در حال تغییر است . به همین دلیل فضاهای باز داخل بلوکها توسط قسمتهایی که از پشت به ساختمان های موجود افزوده شده و عملکرد مسکونی دارد و نیز ساختمانهای یک طبقه با عملکرد تجاری ، پوشیده شده است . در چنین محله ای حدود زمین‌ها تا حدی تغییر یافته ، مثلاً از اتصال دو خانه یک خانه به وجود آمده است اما خراب کردن دیوارهای عرضی کار مشکلی است زیرا معمولاً کف خانه ها هم سطح نیست و خراب کردن دیوار ممکن است ساختمان را تضعیف کند یا درسیم کشی و لوله کشی خانه ایجاد اختلال کند .
تغییرات در عملکرد
اگر در بخشهای داخلی شهر قدم بزنیم به سادگی در می یابیم که غالباً عملکرد ساختمانها عوض شده است . تبدیل خانه ها در بسیاری از محلات به مغازه ، فروشگاه، انبار ، گاراژ و غیره امری کاملاً عادی است .
مشاهده (۲)
در خانه هایی که فقط ۱۰ تا ۲۰ سال از عمر آنها می گذرند افراد برای پاسخگویی به نیازهای خود تغییراتی را در خانه ها ایجاد می کنند .
برای درختکاری ، گذاشتن نرده و صندوق پست یا ساختن گلخانه پول و وقت کمی را می گیرد اما تغییرات در سطح زیربنا یا بازسازی خانه وقت و هزینه بیشتری را می گیرد .
در بعضی خانه ها قسمتی از فضای خانه بازسازی شده و تبدیل به سالن زیبایی می شود که معمار هیچگاه چنین چیزی را پیش بینی نمی کرد .
ساخت ثابت و مردم
چرا مردم خانه های خود را تغییر می دهند ؟
نیاز به هویت
مردم می خواهند بشناسند و شناخته شوند به همین جهت شخص لباس و اثاثه و اتومبیل خود را از بین چند نوع مختلف انتخاب می کند این نیاز در انتخاب مسکن نیز نقش دارد .
پنجره های مدرن عریض با شیشه های بزرگ به جای پنجره های کشیده قدیمی به کار می رود و سقفهای تزیین شده به جای شیروانی ها .
ساختمانها و به خصوص خانه ها همیشه وسیله ای بوده است برای بین خصوصیات فردی و صاحبان آنها همیشه این طور حس کرده اند که نیازمندند تا محیط خود را شخصی و خصوصی کنند .
تغییرات در شیوه زندگی
نیاز به هویت به تنهایی ، انگیزه برخی تغییرات در مسکن است ولی علاوه بر آن تغییرات در شیوه زندگی نیز از عوامل موثر در این زمینه است . تغییرات در شیوه زندگی عموماً محصول تماس با سایر اقوام و ملل ، افکار نوین مربوط به انسان و جامعه و امکانات تکنولوژیکی جدید است . تغییرات شیوه زندگی به این صورت جلوه گر می شود که ضوابط مردم در مورد اینکه چه کاری عملی است و طرح خوب چیست و غیره ، عوض می شود .
انسان موجودی اجتماعی است نه تنها همشکلی و همسانی هویت وی را در معرض تهدید قرار می دهد بلکه بها دادن بیش از حد او به قضاوت دیگران نیز این هویت را‌به‌مخاطره می اندازد . تغییرات در ساختار جامعه ما در شیوه زندگی تاثیر بسزا
می گذارد . شیوه زندگی ده سال پیش با شیوه زندگی امسال فرق می کند .
افزایش ثروت باعث تغییر شکل خانه ها شده است . دیگر خانه ای وجود ندارد که به توان گفت که این خانه کارگری متعلق به یک خانواده معمولی طبقه کارگر است. روابط در داخل خود خانه نیز تغییر کرده است .
حالت دلخواه اینست که دسته بندی فضاهای خصوصی و جمعی برای هر خانواده با در نظر گرفتن خصوصیات آنها صورت گیرد .

امکان تکنولوژیکی نوین
تکنولوژی جدید امکان تغییر در نحوه استفاده از فضاهای موجود را فراهم آورده است . وقتی حرارت مرکزی به کار رود امکان طرح فضای باز و یکپارچه به وجود آید دیگر لازم نیست یک اتاق گرم به عنوان مرکز همه فعالیتها داشته باشیم . در این صورت هر فرد خانواده می تواند در اتاق خصوصی خود استراحت کند .
یک خانه در طول مدتی که مورد استفاده قرار می گیرد مرتب تغییر می کند به خصوص چون عمر برخی از عناصر کمتر از طول عمر سازه است . پنجره ای که دیگر راحت بسته نمی شود باید تعویض گردد .
نمای خارجی به اندازه سازه بتنی دوام نخواهد کرد جا به جایی یا بهسازی معمولاً
خرج زیادی بر می دارد . شاید بهتر باشد که در طرح اولیه برخی عناصر در نظر داشت که بالاخره آنها تعویض خواهند شد . و این کار باید به آسانی امکان پذیر باشد .
به طور کلی تعداد قطعات شکستنی یا آسیب پذیر خانه در حال افزایش است . هرچه وسایل بهداشتی و تجهیزات آشپزخانه پیچیده تر و ظریفتر می شود احتمال دوام آنها در طول پنجاه سال عمر ساختمان کمتر می گردد .
بالاتر از همه شتاب پیشرفت تکنولوژی باعث می شود که برخی خانواده ها بعضی از وسایل منزل را حتی قبل از کهنه و خراب شدن تعویض کنند .
خانواده متغیر
خانه باید انعطاف پذیر باشد . اولین دلیل برای این امر تغییر طبیعی ترکیب خانواده است . با وجود اهمیت این عامل بحث قبلی نشان داد که عوامل مهم دیگری نیز در این زمینه وجود دارد . سیر دوره های مختلف توسعه خانواده بدین ترتیب است :
زوج جوانی که ازدواج کرده اند و بچه ندارند ، خانواده با بچه های کوچک که بزرگ می شوند ، به دانشگاه می روند و سرانجام خود تشکیل خانواده می دهند و خانه را ترک می کنند .
این فقط یک تغییر کمی نیست ، این تغییرات در خانه فقط بر تـعداد اتاقـها تـاثیـر
نمی گذارد ، بلکه نوع تجهیزات و تعداد و مکان وسایل خانه را نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت .
یکی از امتیازات واحدهای آزاد این است که خانواده می تواند در ابتدا فقط از یک مجموعه واحدهای اولیه استفاده کند . عواملی که در تصمیم گیری برای تغییر محیط وجود دارد در مورد هر فرد و نیز هر خانواده متفاوت است این دلایل کافی است که طراح را وادار می کند تا به فکر یافتن راه حلهای معمارانه ای بیفتد که ایجاد گونه گونی در طرح داخلی را ممکن سازد .

مشاهده (۳)
با توجه به نیاز افراد ساختمان های مسکونی طبقه بندی می شوند .
۱)    خانواده با دو بچه (طرح مورد پسند)
نشیمن بزرگ مجاور بالکن ، هال ورودی بزرگ ، آشپزخانه با غذا خوری ، اتاقهای خواب و حمام مجاور به یکدیگر ، ده گنجه و یک انبار .
۲)    خانواده با دو بچه (طرح مورد پسند)
نشیمن بزرگ با آفتاب بعد از ظهر ، اتاق خواب بچه ها با آفتاب صبح ، آشپزخانه بدون غذا خوری ، گنجه های بسیار .
۳)    زوج با یک پسر در کالج (طرح مورد پسند)
نشیمن سراسری ، آشپزخانه مجاور بالکن ، سه اتاق خواب ، یکی برای مهمان ، هال ورودی عریض .
۴)    یک زوج (طرح مورد پسند)
نشیمن دراز و مستطیل شکل ، آشپزخانه با غذا خوری که رو به جنوب نباشد ، اتاق خواب اصلی ، اتاق خواب مهمان ، اتاق مطالعه ، هال ورودی بزرگ ، حمام بدون وان ، دیوار به صورت گنجه های جداگر اتاقها .
۵)    یک زوج (طرح مورد پسند)
نشیمن بزرگ جنوبی ، اتاق خواب بزرگ جنوبی ، اتاق مطالعه کوچک ، اتاق مهمان با دستشویی ، آشپزخانه بزرگ با غذا خوری نزدیک هال ورودی ، دوش و وان.
۶)       یک زوج سالخورده (طرح مورد پسند)
نشیمن بزرگ ، اتاق خواب بزرگ ، آشپزخانه با غذا خوری ، دسترسی به همه اتاقها از هال ورودی .
۷)    یک زوج جوان (طرح مورد پسند)
نشیمن بزرگ جنوبی در تمام عرض آپارتمان ، آشپزخانه کوچک با غذا خوری رو به نشیمن ، اتاق خواب با تخت در گوشه ، اتاق مهمان برای یک نفر .
۸)    دو پرستار (طرح مورد پسند)
نشیمنهای جداگانه ، اتاقهای خواب جداگانه با دستشویی ، آشپزخانه مشترک با غذا خوری ، حمام مشترک ، نشیمنهای جنوبی ، هال ورودی مناسب برای تفریحات و ورزش .
(ساخت ثابت به عنوان یک مسئله طراحی)
از مشاهده گذشته سه اصل در طراحی ساخت ثابت نتیجه می شود :
اولاً : یک واحد مسکونی در یک ساخت ثابت باید بتواند چندین طرح متفاوت را ممکن سازد .
ثانیاً : باید امکان تغییر سطح زیربنا یا با ساختمان اضافی یا از طریق جا به جا کردن حدود واحدهای داخل ساخت ثابت وجود داشته باشد .
ثالثاً : ساخت ثابت نباید الزاماً به جمیع این معیارها جواب گوید .
(ارزیابی کاربردهای امکانات)
در طراحی ساخت ثابت دو مسئله فنی وجود دارد که باید با آن به طور نظام یافته برخورد کرد . اول ارزیابی کاربردهای ممکن است .
از کجا می دانیم که طرح یک ساخت ثابت برای موقعیت خاص خودش بهترین است ؟
ساخت ثابت بنا به تعریف عبارت از ساختاری است که حق انتخاب طرح واحدهای مسکونی را در اختیار می گذارد . بنابراین ارزیابی باید بر اساس روشی انجام شود که بتواند امکانات مختلف ساخت ثابت برای طرحهای متفاوت مطابق معیارها را بیازماید . طرحهایی که در عین حال با ضوابط تطبیق نماید . این روند پیچیده است که مقایسه یک سری طرحها را نیز در بر می گیرد .
هنگامی که طراح می خواهد قبل از اتمام کار یعنی در مرحله طرح مقدماتی بداند که آیا ساخت ثابت می تواند طرحهای مورد نظر را در خود جای دهد ، کار از این هم مشکل تر می شود .
هماهنگی ساختهای ثابت و واحدهای آزاد
دومین مسئله رابطه متقابل بین ساخت ثابت و واحدهای آزاد است . یک ساخت ثابت الزاماً باید تطبیق پذیر باشد یک ساخت ثابت فقط هنگامی قابل استفاده است که در چهارچوب آن تغییر به آسانی صورت پذیرد . هر ساخت ثابت باید بدون اطلاع در مورد واحدهای آزادی که بعداً در آن قرار خواهد گرفت طراحی شود . واحد آزاد نیز باید بدون اطلاع از ساخت ثابت طرح شود . برای اینکه این هماهنگی در زمینه فنی امکانپذیر باشد ، باید کار به طور منظم انجام شود تا افراد مختلف بتوانند مستقلاً کالاهای متفاوتی را تولید کنند . کالاهایی که بعداً با کمترین صرف وقت و هزینه به هم متصل شود .
در طرح ساخت ثابت پیدایش این مسئله اجتناب ناپذیر است هر چند که در خانه سازی سنتی نیز این قبیل مسائل روز به روز بیشتر بروز می کند . در مراحل اولیه طراحی غالباً این مشکل پیش می آید که چگونه باید یک «مجموعه گونه گونی» مختلف یک نقشه را ارزیابی کرد . برای حل این مشکل باید از یک روش و یک نظم استفاده کرد حتی وقتی که مسئله اصلی ساخت ثابت نباشد . هرچه بیشتر در پی صورت بندی معیارهای کلی طراحی باشیم وجود یک روش مدون برای ارزیابی راههای احتمالی دیگر ، در مراحل اولیه طراحی اهمیت بیشتری می یابد .

محل جایگیری و اندازه فضاها
وقتی می خواهیم بدانیم نتیجه یک انتخاب معماری و تصمیم گیری در یک مورد خاص در طرح چیست و چه استفاده ای خواهد داشت ، مشکل ارزیابی ظاهر می‌شود. در فصول «محل جایگیری و اندازه فضاها» و نیز «عملیات» نشان خواهیم داد که چگونه می توان طرحها را به طریقه منظم طراحی کرد .
مسئله هماهنگی عموماً در امر خانه سازی نیز وجود دارد . زمانی که‌برای اقتصادی
بودن و نیز مرغوبیت کالا ، پیش ساختگی و نیز صنعتی شدن ضروری است ، لزوم ایجاد قراردادهایی در مورد اندازه ها و هماهنگی کالاها به چشم می خورد باید نظامی هم وجود داشته باشد تا این قراردادها را مداوماً بسط دهد با زمان منطبق نماید وگرنه قرارداد تاثیر کارایی نخواهد داشت .
دیگر کافی نیست که برای هر پروژه خاص ضوابط معینی تعیین کرد . سیستم طراحی باز و آزاد که اخیراً در مجامع معماری مطرح شده است به هماهنگی نیاز دارد . ساختمان سازی سنتی نیز با همین مسئله رو به رو است .
این مسئله فقط در صورتی قابل حل است که از یک نظام مشترک برای تصمیم گیری استفاده شود .
حوزه ها و حاشیه ها
در طرح صفحه بعدی یک طرح ساده از یک ساخت ثابت است ، چند خط اضافی کشیده شده است . این خطوط یک نظام حوزه و حاشیه تشکیل می دهد با کمک این خطوط می توان به طور منظم گونه گونی های یک طرح را که جوابگوی مجموعه مشخصی از معیارها باشد به وجود آورد .
حوزه ها و حاشیه ها به طراحی ساخت ثابت نیز کمک می کنند ساختی که در آن
واحدهای مسکونی با همان معیارهای مذکور بنا می شود .
حوزه ها و حاشیه ها به ما کمک می کنند تا ضوابط طراحی را صورت بندی کنیم خواه برای واحدهای داخل یک ساخت ثابت طرح شده و خواه ساخت ثابتی که می خواهیم طرح کنیم . طرح ساخت ثابت بر اساس مجموعه  ضوابطی شکل گرفته است که در چارچوب نظام خاصی از حوزه و حاشیه قرار دارد .
حوزه ها و حاشیه ها  نوارهای ثابتی هستند که می توان فضاها را طبق قراردادهای ویژه ای در آنها جای داد .بعضی اتاقها ممکن است فقط در یک حوزه باشند و بعضی دیگر در یک یا چند حوزه قرار گرفته باشند .
استفاده از حوزه و حاشیه به طرح ساخت ثابت کمک می کند . ساخت ثابت خود طرح واحدها را به ما می دهد . این طرحها بر ضوابطی که از قبل تعیین کرده ایم منطبق است .
نظام حوزه و حاشیه قابل تقسیم به واحدهای مسکونی مختلف است . اگر بخواهیم کارایی یک ساخت ثابت را به طور نظام وار تعیین کنیم باید از طرح حوزه و حاشیه استفاده کنیم .
حوزه مجاور نما ، حوزه آلفا نام دارد . در تصویر به علت وجود ۲ نما دو حوزه آلفا داریم حوزه آلفا سه خصوصیت اصلی دارد :
۱) جزئی از یک واحد مسکونی است    ۲) یک فضای داخلی است   ۳) مجاور دیوار خارجی است .
نحوه قرارگیری حوزه آلفا در داخل واحد مسکونی بدین معنی است که این حوزه جزئی از یک مکان خصوصی بزرگتر ، یعنی یک واحد مسکونی است و از فضای خارجی که واحد مسکونی در آن واقع شده متمایز است .
تعریف حوزه آلفا به قرار زیر است :
حوزه آلفا یک مکان داخلی است برای استفاده خصوصی و در مجاورت دیوار خارجی قرار دارد . بر اساس این تعریف در هر فضا که استفاده مسکونی دارد می توان حوزه آلفا را تشخیص داد .
مکان دیگری که در تصاویر مشخص شده حوزه ای است که هیچ ارتباط مستقیمی با خارج ندارد . این مکان حوزه بتا نام دارد حوزه بتا برای قرارگیری فضاهای خاصی که بعداً تعریف می کنیم مناسب است .
حال طبق تعریف حوزه آلفا حوزه بتا را تعریف می کنیم :
حوزه بتا یک مکان داخلی است که برای استفاده خصوصی و در مجاورت دیوار خارجی قرار ندارد .
در یک ساخت ثابت دو حوزه متفاوت وجود دارد یک حوزه در پیرامون و یک حوزه کاملاً داخلی . هر یک از اینها برای کارهای مخصوصی مناسب هستند .
در تصاویر دو حوزه آلفا و یک حوزه بتا وجود دارد نمونه ها نیز نشان می دهد که حوزه ها با هم تماس ندارند بین دو حوزه همیشه مکانی است به نام حاشیه که به شکل زیر تعریف می شود :
حاشیه مکانی است بین دو حوزه با خصوصیات هر دو حوزه دو به نام هر و حوزه نامیده می شود . چون حاشیه خصوصیات هر دو حوزه مجاور خود را داراست به نام هر دو نامیده می شود .
بین یک حوزه آلفا و حوزه بتا حاشیه آلفا / بتا واقع است .
مکانی که در داخل یک ساخت ثابت برای طراحی مسکن در نظر گرفته شده را همواره می توان به حوزه های آلفا و بتا تقسیم کرد . در طراحی ساخت ثابت فضاهای دیگری نیز در خارج واحد مسکونی قرار دارد که می توان آنها را نیز حوزه بندی کرد . نمونه ساخت ثابتی که انتخاب کردیم می تواند فضایی برای یک بالکن یا یک ایوان داشته باشد که در خارج ساختمان است ولی برای استفاده خصوصی در نظر گرفته شده است نام این فضا حوزه دلتا است .
حوزه دلتا یک مکان خارجی است برای استفاده خصوصی .
بر اساس این تعریف بعنوان مثال یک باغچه در حوزه دلتا قرار می گیرد . بین حوزه آلفا و حوزه دلتا ، حاشیه آلفا / دلتا واقع است .
جدا کننده بین خارج و داخل همیشه در حاشیه آلفا / دلتا قرار می گیرد به عبارت دیگر نما در آن واقع است .
بنابراین هنگامی که یک طراح ثابت حاشیه آلفا / دلتا را مشخص می کند ناحیه ای را نشان می دهد که نما باید در آن قرار گیرد . وسعت این حاشیه بدین معناست که لزومی ندارد همه نما در یک صفحه قرار گیرد .
در تصویر ، حوزه ای که در طرف دیگر واحد مسکونی واقع شده است دسترسی عمومی بدان را تامین می کند این حوزه حوزه گاماست . بنابراین :
حوزه گاما می تواند داخلی یا خارجی باشد ولی برای استفاده عموم در نظر گرفته شده است . بین حوزه آلفا و گاما حاشیه آلفا / گاما قرار دارد .
سیستمی که در آن مکانهای نسبی حوزه ها و حاشیه ها مشخص شده است توزیع حوزه ای نام دارد .
توزیع حوزه ای نمایانگر خانه های ردیفی یا آپارتمانهای با دسترسی راهرویی به یک خیابان یا راهروی باز در یک طرف و بالکن یا ایوان خصوصی در طرف دیگر است .
لزومی ندارد که یک حوزه در خط مستقیم باشد و لزومی ندارد که عرض حوزه در همه جا یکنواخت باشد . عرض حوزه می تواند صفر باشد .

توزیع حوزه ای  و فضاها
رابطه بین فضا و عملکرد را می توان به شکل زیر تعریف کرد .
۱)    می توان با نگاهی به برنامه نقشه های امکانپذیر را استخراج کرد و بر اساس اینها می توان در مورد اندازه حداقل و حداکثر فضاها مفروضاتی را به وجود آورد .
۲)    برنامه می تواند نحوه قرارگیری هر فضا را در رابطه با فضای دیگر و نیز شکل ساخت ثابت مشخص کرد .
همیشه بین مکان و اندازه حوزه و مکان و اندازه مختلف فضاها رابطه ای وجود دارد .
تمام فضاهایی که عملکرد مشخصی دارند می توان به سه دسته تقسیم کرد .
۱)    فضای خاص : فضایی که برای استفاده در طول زمان معین است . اندازه حداقل و حداکثر آن را می توان بر اساس تحلیل عملکردش تعیین کرد . مثل: آشپزخانه ، اتاق خواب در منزل (و در مدرسه کلاس) .
۲)    فضای عام : فضایی که در آن ترکیبی از چند عملکرد که همیشه نیز می توان آنها را پیش بینی کرد انجام می گیرد . مثل نشیمن در منزل و در مدرسه زمین بازی و ورزش .
۳)    فضای خدماتی : به منظور استفاده کوتاه مدت طرح می شود . ویژگی عملکردی دارد ، اندازه و نقشه آنها بر اساس عملکردشان تعیین می شود . مثل انبار ، توالت در منزل (و در مدرسه توالت و کمد)
ممکن است در بعضی موارد مثلاً آشپزخانه فضای خدماتی به حساب آید .
در هر توزیع حوزه ای  سه موضوع اساسی را می توان نام برد .
۱)    موضع ۱ : فضایی که از حوزه فراتر رفته و در حاشیه مجاور تمام می شود .
۲)    موضع ۲ : فضایی که چند حوزه را در بر می گیرد در یک حاشیه تمام می شود.
۳)    موضع ۳ : فضایی که در یک حاشیه شروع شده و در همان جا تمام می شود .

برای خرید اطلاعات خود را وارد کنید
  • کلیه پرداخت های سایت از طریق درگاه بانک سامان انجام می گیرد.هر مرحله از خرید می توانید مشکل خود را با پشتیبان و فرم تماس با ما در جریان بگذارید در سریعترین زمان ممکن مشکل برطرف خواهد شد
  • پس از پرداخت وجه ، فایل محصول هم قابل دانلود می باشد و هم به ایمیل شما ارسال می گردد .
  • آدرس ایمیل را بدون www وارد نمایید و در صورت نداشتن ایمیل فایل به تلگرام شما ارسال خواهد شد .
  • در صورت داشتن هرگونه سوال و مشکل در پروسه خرید می توانید با پشتیبانی سایت تماس بگیرید.
  • پشتیبان سایت با شماره 09383646575 در هر لحظه همراه و پاسخگوی شماست
  • اشتراک گذاری مطلب

    راهنما

    » فراموش نکنید! بخش پشتیبانی مقاله آنلاین ، در همه ساعات همراه شماست

    اطلاعات ارتباطی ما پست الکترونیکی: Article.university@gmail.com

    تماس با پشتیبانی+ ایدی تلگرام 09383646575

    برای سفارشتان از سایت ما کمال تشکر را داریم.

    از اینکه ما را انتخاب نمودید متشکریم.

    معادله فوق را حل نمایید *

    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است