خانه » پروژه » روانشناسی و اجتماعی » دانلود پروژه شکل گیری و شخصیت
دانلود پروژه شکل گیری و شخصیت

دانلود پروژه شکل گیری و شخصیت

شکل گیری و شخصیت

فهرست مطالب

چکیده ۴
مقدمه ۵
بخش اول : کلیات و تعاریف ۱۰
۱-۲- تعریف عمومی شخصیت (معنای عام شخصیت ) ۱۱
مبحث دوم : اجزای شخصیت ۱۴
الف- مرحله دهانی ۱۵
د- مرحله شهوی ۱۶
عقده ادیپ ۱۷
عقده الکترا ۱۸
مبحث سوم: تئوریهای مربوط به طبقه بندی شخصیت ۲۰
گفتار اول : طبقه بندی شخصیت  از روی خصوصیات جسمانی ۲۰
طبقه بندی کرچمر ۲۰
۲- طبقه بندی شلدون ۲۱
طبقه بندی هوتن ۲۳
مبحث چهارم: شخصیت های غیرطبیعی و انواع آن ۲۵
۱-۱- شخصیت اسکیزوئیدی ۲۵
۲-۱- شخصیت سیکلوتیمی (دوره ای ) ۲۶
۳-۱- شخصیت هیستریکال ۲۷
۴-۱- شخصیت وسواسی ۲۸
۵-۱- شخصیت پارانوئیدی ۲۹
۷-۱- شخصیت کژخو- ضد اجتماعی (پسیکوپات) ۲۹
پسیکوپاتها را به سه دسته مجزا تقسیم کرده اند: ۳۰
۲۰-۱- انحراف مرده بازی ۳۱
مسئولیت و نسبیت آن در اختلالات شخصیت ۳۲
فصل دوم : مفهوم پرونده شخصیت در فرآیند کیفری ۳۳
مبحث اول : تعریف پرونده شخصیت ۳۳
مبحث دوم: تاریخچه تشکیل پرونده شخصیت ۳۵
مبحث سوم : پرونده شخصیت و اهمیت آن در مرحله تحقیقات مقدماتی ۳۸
مبحث چهارم : نحوه تشکیل و تکمیل پرونده شخصیت ۴۲
وضعیت جسمانی بزهکار ۴۲
وضعیت اجتماعی ۴۴
تاریخچه فردی ۴۴
۴- چگونگی شخصیت مجرم قبل از وقوع جرم ۴۸
۵- وضعیت روانی ۴۸
مبحث پنجم : مراحل تشکیل پرونده شخصیت ۴۹
۱- ابسرواسیون  قبل از دادرسی (مرحله تحقیق ) ۴۹
۲- ابسرواسیون بعد از محکومیت ۵۰
بخش دوم : لزوم تشکیل پرونده شناسایی شخصیت بزهکار ۵۲
شناخت شخصیت در محیط آزاد ۵۲
۲- شناخت شخصیت در محیط بسته ۵۴
مبحث دوم : شناسایی شخصیت بزهکار و تاثیر آن بر فرآیند دادرسی ۵۵
مرحله تعقیب ۵۸
مرحله رسیدگی ۶۰
مبحث سوم: اجرای مجازاتها با توجه به شخصیت  بزهکاران ۶۰
۱- رابطه شخصیت  بزهکار با نهاد تعلیق اجرای مجازات ۶۰
۲- رابطه شخصیت  بزهکار با آزادی مشروط ۶۴
۳- رابطه شخصیت بزهکار با نهاد پذیرش عفو خصوصی ۶۷
۲- نوسان مسئولیت کیفری با توجه به شخصیت بزهکاران (تشدید یا تخفیف ) ۷۱
بند اول : تخفیف مجازات ۷۳
بند دوم : تشدید مجازات ۷۵
۳- طبقه بندی زندانیان با توجه به شخصیت بزهکاران ۷۷
فصل دوم : تشکیل پرونده شناسایی شخصیت ، آثار و فواید آن ۷۸
مبحث اول : ابسرواسیون و عملی کردن سیستم عدالت کیفری ۷۸
مبحث دوم : دشواریهای موجود در اجرای طرح ۸۲
۱- دشواریهای قانونی ۸۲
۲- دشواریهای قضایی ۸۳
۳- دشواریهای اجرایی ۸۴
نتیجه گیری و پشنهادات ۸۶
فهرست منابع و ماخد ۹۲
ب- مقاله ۹۴

چکیده
از آنجا که عوامل موثر در شکل گیری شخصیت و تکوین آن مشتمل بر عوامل مختلفی است که از آن جمله می توان به عامل ژنتیک ، وراثت و محیط اشاره کرد و هم چنانکه از دیرباز در میان فلاسفه و متفکران در خصوص جبر و اختیار اختلاف نظر وجود داشته در جرم شناسی نیز اصل اختیار و آزادی در بزهکاری و همچنین تئوری جبر در بزهکاری هر کدام طرفدارانی دارد.
با عنایت به اینکه ضرورت تشکیل پرونده شناسایی شخصیت بزهکار در امور کیفری از ضروریات یک دادرسی عادلانه کیفری است و این مساله مخصوصا در مرحله اتهامی یا دادسرا با حقوق دفاعی متهم و دفاع از اصل آزادی و حقوق فردی متهمان ملازمه دارد و این مساله در حقوق کیفری ایران به سکوت برگزار شده است و فقط در یک مورد از این پرونده صحبت به میان آمده و آن هم در مرحله اجرای مجازات حبس که در آیین نامه سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی مندرج است که وافی به مقصود نمی باشد و با عنایت به اینکه برخی حقوق دانان در بحث مسئولیت کیفری افراد را به سه دسته :
الف – افراد مسئول  ب- افراد نیمه مسئول  ج- افراد غیرمسئول
تقسیم بندی کرده اند ما حتی در مورد افراد مسئول علاوه بر افراد نیمه مسئول مثل افراد مختل المشاعر معتقد به این هستیم که برای نیل به اصل فردی کردن مجازاتها و اصلاح و بازسازگاری مجرمین باید پرونده شناسایی شخصیت تشکیل بدهیم که ما در قسمتهای مختلف این تحقیق به آن خواهیم پرداخت.
مقدمه
قبل از ورود به محتوای اصلی مقدمه لازم است کمی در مورد قابلیت انتساب بزه به بزهکار توضیح دهیم؛ مسئولیت در لغت به معنی موظف بودن به انجام دادن امری آمده است و مسئول کسی است که تعهدی در قبال دیگری به عهده دارد ه اگر از ادای آن سرباز بزند از او بازخواست می شود . بنابراین، مسئولیت همواره با التزام همراه است و در قلمرو حقوق کیفری محتوای این التزام تقبل آثار و عواقب افعال مجرمانه است ، یعنی تحمل مجازاتی که سزای افعال سرزنش آمیز بزهکار به شمار می آید، لیکن به صرف ارتکاب جرم نمی توان به یکباره بار مسئولیت را بردوش مقصر گذاشت بلکه پیش از آن باید او را سزاوار تحمل این بار سنگین دانست.
توانایی پذیرفتن بار تقصیر را در اصطلاح حقوقدانان در «قابلیت انتساب»، می نامند. پس اگر مجرم مدرک یا مختار نباشد مسئول اعمال خود نیست، از این روست که مجنون و نابالغ مسئول اعمال خود نیستند. چون نیک و بد افعال خود را درک نمی کنند.(حدیث رفع) و همچنین مجبور و مکره نیز مسئول اعمال خود نمی باشند چون قدرت بر ایفای تکلیف را ندارد. از دیدگاه قانونی، سبب مبرا بودن مجنون یا مجبور و یا نابالغ از مسئولیت کیفری این است که قانونگذار شرط ثبوت مجازات را گاه به صراحت بلوغ و عقل و اختیار قرار داده است (مواد ۶۴، ۱۱۱، ۱۳۰، ۱۴۶، ۱۶۶، ۱۹۸ قانون مجازات اسلامی) و گاه قانونگذار از فقدان یا زوال کیفیات مذکور را در باب حدود از اسباب رافع مسئولیت کیفری دانسته است. مستند قانونگذار در این موارد حدیث مشهور نبوی رفع است.
مجازات کسی که قابل سرزنش نیست اثر اصلاحی و ارعابی موثری ندارد و فقدان مسئولیت کسانی که با ارتکاب جرم به هر جهت خطری متوجه اجتماع کرده اند دلیل آن نیست که باید همواره تسلیم آنان شد بلکه جامعه حق دارد و می تواند در قبال تهدید بزهکاران غیرمسئول به یک رشته تدابیر پیشگیرنده دست بزند . این تدابیر یا اقدامات تامینی و تربیتی خواه طرد کننده باشد مانند نگهداری بزهکاران دیوانه در تیمارستان و خواه تربیتی مانند نگهداری بزهکاران خرد سال در کانونهای اصلاح و ترتیب فقط با هدف حفظ و صیانت جامعه از خطر بزهکاری اتخاذ می شوند و در اجرای این سیاست باز پروری بزهکاران نیز نهفته است چنین قابلیتی را در اصطلاح « مسئولیت جرم شناسی یا استعداد بهره مندی از تصمیماتی قضایی » نامیده اند.
پس از ذکر مطالب فوق، ما معتقد به این هستیم که عدالت باید بزهکار را بشناسد و شاهین دادگری باید به این موضوع اهمیت فراوان بدهد در خیلی از اوقات بر شاهین دادگری باید بالید و در مواردی نیز از او نالید، اگر ما حالات مجرمین را که هیچ یک به هم شباهتی ندارند مورد مطالعه قرار دهیم، خواهیم دید که آنها خود قربانیانی بیش نیستند. در واقع هیچکس مایل به ارتکاب جرم نیست، بنابراین اگر کسی مرتکب جرمی می شود باید دید چه عواملی او را به طرف این عمل غیرانسانی رانده است؟! آیا این واقعا صحیح خواهد بود که چشمها را ببندیم و با اعترافی که از زبان او می گیریم سند محکومیت را بدستش بدهیم تا بدین وسیله به نام عدالت انتقام جویی کرده باشیم؟ آیا مجازات کردن مجرم، درمان دردهای اجتماعی است و شکنجه بزهکار باعث نابودی بزهکار نیست؟ سن توماس واکن می گوید که مجرمین را باید شفا داد نه مجازات .
محکوم کردن یک مجرم بدون در نظر گرفتن سوابق و شخصیت او و اثرات اجتماعی که تحمل نموده است صحیح نیست و قاضی نباید فقط به جرم ارتکابی نظر بدوزد و عوامل روانی، جسمانی اجتماعی بزهکار را فراموش کند. او باید به عللی که از یک انسان عادی، بزهکارساخته است پی برد و سعی نماید تا به همه آنها معرفت کامل حاصل کند و گرنه حکمی را که صادر خواهد کرد عدالت نخواهد بود، بلکه ظلم است.
به همین دلیل است که امروزه سیاست جنایی اکثر کشورها به مساله بررسی شخصیت بزهکار توجه دارند و قانگذار قاضی را مکلف به بررسی و تشکیل پرونده شناسایی شخصیت بزهکار کرده است . بنابراین برای ریشه کردن جرم، نباید افرادی را که در دام بزهکاری می افتند به صرف ارتکاب بزه مورد مجازات قرار دارد. در حقیقت مجرم بیماری بیش نیست که جرم تظاهری از نشانه های مرض اوست و اجتماع وظیفه دارد که او را بوسیله متخصیصن شفا دهد نه اینکه او را مورد انتقام قرار دهد . بنابراین موقع آن فرا رسیده است که به فرشته عدالت و شاهین دادگری توصیه شود تا شمشیر بران و تهدید کننده خود را به زمین بیندازد و چشمان خود را باز کند و وضع و حال و شخصیت بی گناهان را بیشتر مورد توجه قرار دهد تا به جای اجرای عدالت، مرتکب ظلم و بیدادگری نشوند. به همین علت جرم شناسانی مانند وان هامل (Van Hamel) معتقدند که اگر تاکنون انسانها بودند که می بایستی عدالت را بشناسند، حالا وقت آن رسیده است که عدالت، انسانها را بشناسد.*
این تحقیق در دو بخش تنظیم گردیده است که بخش اول در کلیات و تعاریف می باشد و خود بخش اول از دو فصل تشکیل شده است که در فصل اول آن به مفهوم شخصیت ، تعاریف، اجزای شخصیت و انواع آن اشاره کرده ایم و در فصل دوم از بخش اول به مفهوم پرونده شخصیت در فرآیند کیفری که شامل تعریف پرونده شخصیت ، تاریخچه تشکیل پرونده شخصیت نحوه تشکیل پرونده شخصیت و مراحل تشکیل پرونده شخصیت می شود، اشاره شده است.
بخش دوم این تحقیق نیز از دو فصل تشکیل گردیده است که در فصل اول آن، به لزوم شناسایی شخصیت بزهکار که مشتمل بر راههای شناخت شخصیت بزهکار، شناسایی شخصیت بزهکار و تاثیر آن بر فرآیند دادرسی و اجرای مجازاتها با توجه به شخصیت بزهکاران و شناسایی شخصیت بزهکاران و تاثیر آن در باز اجتماعی کردن آنان می باشد، اشاره شده است و در فصل دوم نیز به مباحث تشکیل پرونده شخصیت و عملی کردن سیستم عدالت کیفری و دشواریهای موجود در اجرای طرح، که خود شامل دشواریهای قانونی، قضایی، اجرایی می باشد، اشاره شده است.
قسمت پایانی این تحقیق نتیجه گیری و پیشنهادات بوده و به ذکر منابع و ماخذ نیز اشاره شده است.
بخش اول : کلیات و تعاریف
فصل اول: مفهوم شخصیت ، تعاریف ، اجزای شخصیت و انواع آن
مبحث اول: تعریف شخصیت
۱-۱- تعریف لغوی شخصیت
مرحوم دهخدا معنای لغوی شخصیت را چنین توضیح داده است:
شرافت و رفعت و بزرگواری و مرتبه و درجه
در اصطلاح روانشناسی ، شخصیت  یا منش عبارتست از : مجموع نفسانیات (احساسات، افکار، عواطف … ) هر کسی که برای هر شخصیت  دورکن است، یکی وحدت و دیگری هویت.
وحدت هر کسی از این جهت است که نفسانیاتش سلسله واحدی را تشکیل می دهد و او می تواند چندین معنی را با یک عمل ذهنی با هم مقایسه و مقابله کند. هویت از این روست که وحدت مزبور در طول زمان محفوظ می ماند و شخص همواره احساس می کند که همان است که روز پیش یا سال پیش بوده است یا روز و سال بعد خواهد بود. ضمنا ملتفت است که معنا و اخلاقا از دیگر همنوعان متمایز می باشد همچنانکه از جهت خصوصیات جسمانی با آنها فرق دارد و از جمله عوامل نفسانی که شخصیت را تشکیل می دهد، پاره ای احساسات و حافظه و تخیل و اراده است و گذشته از این محیط اجتماعی نیز در تشکیل این معنی دخالت مهمی دارد.
شخصیت از لحاظ فلسفی، بدینگونه مورد گفتگو است تعقلی که هر کس از ذات خویش دارد آیا با حقیقتی منطبق است یا نیست؟ یا به عبارت دیگر حقیقیت « وجود » چیست؟ قطع نظر از ظواهر احوال. (از روانشناسی دکتر علی اکبر سیاسی ص ۴۸۴).    شخصیت از لحاظ حقوقی و اخلاقی در این مورد ترکیبی است که افراد سازنده آن بر روی یکدیگر بسیار موثرند. و غرض از سیستم های فیزیکو- روانی ، همه عادات ، نگرشها، ارزشها، عقاید، حالات عاطفی، احساسات و محرکهایی است که دارای ماهیت روانی ولی اساس عصبی – غددی یا فیزیکی هستند، این سیستم ها به هیچ وجه حالت توارث ندارند مگر اینکه بر شالوده خصوصیات ارثی بنا شوند و یا دیگری در آنها نقش بسیار موثری را بازی می کند. نکته آخر اینکه سیستم های فیزیکو- روانی، محصول یادگیری هستند و بنابراین عقیده سنتی مبنی بر ارثی بودن صفات شخصیتی دیگر مورد قبول روان شناسان به طور مطلق نیست.
۱-۲- تعریف عمومی شخصیت (معنای عام شخصیت )
واژه شخصیت ، واژه ای است که هر یک از ما در طول زندگی خود هزاران بار آن را به زبان آورده ایم بی آنکه از آن ، مفهوم علمی خاصی را اراده کنیم . به طور ساده ، وقتی ما درباره شخصیت فردی، صحبت می کنیم منظورمان مجموعه خصوصیات، طرحهای رفتاری است که او را از سایر افراد مشخص می کند. ریشه اصلی شخصیت ، از اصل واژه لاتین (persona) یعنی ماسک یا نقاب گرفته شده است .
به طور خلاصه می توان گفت که شخصیت در اصطلاح عامه معانی گوناگونی دارد. یکی از آن معانی، هیبت یا جربزه است. از این رو کسیکه می تواند نظر و اراده خود را به گروهی از افراد تحمیل کند، آدمی با شخصیت به شمار می رود. معنای مصطلح دیگر شخصیت به طور کلی هر نوع صنعت اخلاقی بر جسته ای است (مانند شجاعت اخلاقی، قوت، اراده ، مناعت طبع …) که سبب امتیاز فرد آدمی می گردد تا آنجا که او را به خصوص به آن صنعت می شناسند. واژه شخصیت در اصطلاح ، بلندی مقام و مرتبه را هم می رساند، چنانکه گفته می شود: « شخصیت های علمی » ، « شخصیت های کشوری» ، لشکری، ….
۱-۳- تعریف روانشناختی شخصیت
از شخصیت  در علم روانشناسی ، تعاریف مختلفی ارائه شده است در برخی از این نظریه ها اهمیت فراوان به ناخودآگاه داده شده است و پیرامون آن معتقدند که آدمی از انگیزه های واقعی رفتار و اعمال خود بی اطلاع است، زیرا آنها در شعور باطن یا ناخودآگاه هستند.
آقای گوردون آلپورت یکی از نخستین روانشناسانی که در زمینه شخصیت  انسانی، مطالعات گران بهایی انجام داده است . شخصیت  را به شرح ذیل تعریف می کنند:
« شخصیت عبارتست از سازمان پویای سیستم های فیزیکو- روانی هر انسان که نحوه سازگاری متمایز و مشخص او را با امکانات محیط زندگی شخصیتش تعیین می کند.»
در این تعریف منظور از به کارگرفتن لفظ «پویا» مشخص کردن ماهیت متغیر شخصیت  و تاکید بر روی دگرگونیهایی است که از نظر کیفی در رفتار فرد ایجاد می شود. و منظور از لفظ «سازمان» در تعریف فوق مجموعه صفات انتزاعی که به طور ساده پهلوی یکدیگر قرار گرفته نیست بلکه شخصیت یک فرآیند ترکیبی است که افراد سازنده آن بر روی یکدیگر بسیار موثرند.
و غرض از سیستم های فیزیکو – روانی، همه عادات، نگرشها، ارزشها، عقاید، حالات عاطفی احساسات و محرکهایی است که دارای ماهیت روانی ولی اساس عصبی – غددی یا فیزیکی هستند.
مبحث دوم : اجزای شخصیت
۱- ساختار شخصیت
فروید که او را به پدر نظریه های مربوط به شخصیت  لقب داده اند، شخصیت  آدمی را مرکب از سه سیستم می داند:
۱- نهاده که تابع اصل لذت و خوشی است
۲- من، که از اصل واقعیت تبعیت می کند و بخش منطقی و عقلانی شخصیت  آدمی است
۳- من برتر، که جنبه وجدانی و اخلاقی شخصیت  آدمی است که نمودار شخصیت  اجتماعی است .
این سه سیستم فوق الذکر ظاهرا جدا از هم به نظر می آیند ولی واقعیت این است که با هم کار می کنند و رفتار آدمی تقریبا نتیجه عمل هر سه آنهاست.
۲- مراحل شکل گیری شخصیت
در پنج سال اول زندگی ، آدمی از چند مرحله مختلف می گذرد. بعد از آن قریب شش سال در حال خمود و آرامش نسبی می ماند. با ظهور دوران نوجوانی ، حرکات تحولی شدت می یابند و این شدت تا دوران سالمندی ادامه دارد. و از آن پس شخصیت  ثبات نسبی حاصل می کند.
فروید در این تقسیم بندی بیشتر به عامل جنسی ، که به عقیده او مهمترین عامل تشکیل دهنده شخصیت  یا به عبارتی دیگر، مهم ترین انگیزه رفتار آدمیان است ، توجه داشته است. هر یک از مراحل پنج سال اول زندگی از جهت حساسیت جنسی یا انرژی حیاتی بنام یکی از منطقه های مخصوص بدن خوانده شده است . این مراحل عبارتند از :
مرحله دهانی – مرحله مرزی – مرحله عفو  جنسی – مرحله شهوی
الف- مرحله دهانی
نوزاد ناراحتی را که بر اثر گرسنگی پیدا می کند با به کار انداختن لب و دهان و مکیدن پستان مادر (یا پستانک) از بین می برد و لذت حاصل می کند و بدین جهت این مرحله، « مرحله دهانی» خوانده شده است و دوره این مرحله تا یک سالگی است.

برای خرید اطلاعات خود را وارد کنید
  • کلیه پرداخت های سایت از طریق درگاه بانک سامان انجام می گیرد.هر مرحله از خرید می توانید مشکل خود را با پشتیبان و فرم تماس با ما در جریان بگذارید در سریعترین زمان ممکن مشکل برطرف خواهد شد
  • پس از پرداخت وجه ، فایل محصول هم قابل دانلود می باشد و هم به ایمیل شما ارسال می گردد .
  • آدرس ایمیل را بدون www وارد نمایید و در صورت نداشتن ایمیل فایل به تلگرام شما ارسال خواهد شد .
  • در صورت داشتن هرگونه سوال و مشکل در پروسه خرید می توانید با پشتیبانی سایت تماس بگیرید.
  • پشتیبان سایت با شماره 09383646575 در هر لحظه همراه و پاسخگوی شماست
  • اشتراک گذاری مطلب

    راهنما

    » فراموش نکنید! بخش پشتیبانی مقاله آنلاین ، در همه ساعات همراه شماست

    اطلاعات ارتباطی ما پست الکترونیکی: Article.university@gmail.com

    تماس با پشتیبانی+ ایدی تلگرام 09383646575

    برای سفارشتان از سایت ما کمال تشکر را داریم.

    از اینکه ما را انتخاب نمودید متشکریم.

    معادله فوق را حل نمایید *

    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است