خانه » پروژه » گرافیک وهنر » دانلود پروژه طراحی صحنه
دانلود پروژه طراحی صحنه

دانلود پروژه طراحی صحنه

طراحی صحنه

فهرست مطالب

شماره سکانس : ۱   شماره صحنه : ۱ ۴
شماره سکانس : ۱   شماره صحنه : ۱ ۴
شماره سکانس : ۲   شماره صحنه : ۲ ۶
شماره سکانس : ۳   شماره صحنه : ۳ ۸
شماره سکانس : ۴   شماره صحنه : ۴ ۱۱
شماره سکانس :۵   شماره صحنه : ۵ ۱۳
شماره سکانس : ۶  شماره صحنه : ۶ ۱۵
شماره سکانس :۷   شماره صحنه : ۷ ۱۸
شماره سکانس : ۸   شماره صحنه : ۸ ۲۰
شماره سکانس : ۹  شماره صحنه : ۹ ۲۲
شماره سکانس : ۱۰   شماره صحنه : ۱۰ ۲۴
شماره سکانس :۱۱   شماره صحنه : ۱۱ ۲۶
شماره سکانس :۱۲   شماره صحنه : ۱۲ ۲۸
شماره سکانس :۱۵   شماره صحنه : ۱۵ ۳۰
شماره سکانس :۱۶   شماره صحنه : ۱۶ ۳۲
شماره سکانس :۱۷   شماره صحنه : ۱۷ ۳۴
شماره سکانس : ۱۸   شماره صحنه : ۱۸ ۳۶
شماره سکانس :۱۹   شماره صحنه : ۱۹ ۳۸
شماره سکانس : ۲۰   شماره صحنه : ۲۰ ۴۰
شماره سکانس :۲۱   شماره صحنه :۲۱ ۴۲
شماره سکانس :۲۲   شماره صحنه : ۲۲ ۴۴
شماره سکانس :۲۳   شماره صحنه : ۲۳ ۴۶
شماره سکانس :۲۴   شماره صحنه : ۲۴ ۴۸
شماره سکانس :۲۵   شماره صحنه : ۲۵ ۵۰
شماره سکانس :۲۶   شماره صحنه : ۲۶ ۵۲
شماره سکانس :۲۷   شماره صحنه : ۲۷ ۵۴
شماره سکانس :۲۸   شماره صحنه : ۲۸ ۵۶
شماره سکانس :۲۹   شماره صحنه : ۲۹ ۵۸
شماره سکانس :۳۰   شماره صحنه : ۳۰ ۶۰
شماره سکانس :۳۱   شماره صحنه : ۳۱ ۶۲
شماره سکانس :۳۲   شماره صحنه : ۳۲ ۶۴
شماره سکانس :۳۳    شماره صحنه : ۳۳ ۶۶
شماره سکانس : ۳۴   شماره صحنه : ۳۴ ۶۸
شماره سکانس :۳۶    شماره صحنه : ۳۶ ۷۰
شماره سکانس : ۳۷   شماره صحنه : ۳۷ ۷۲
شماره سکانس :۳۸    شماره صحنه : ۳۸ ۷۴
شماره سکانس :۳۹    شماره صحنه : ۳۹ ۷۷
شماره سکانس :۴۰   شماره صحنه : ۴۰ ۷۹
شماره سکانس :۴۱   شماره صحنه : ۴۱ ۸۱
شماره سکانس : ۴۲   شماره صحنه : ۴۲ ۸۳
شماره سکانس : سکانس پایانی  شماره صحنه : صحنه پایانی ۸۵
شماره سکانس : ۱   شماره صحنه : ۱
نام صحنه : آشنایی با شخصیت‌ها
زمان : سحرگاه
مکان : خانه گیلانه (کلبه‌ای کوچک)
داخلی : داخلی (شب)   خارجی :  –
شخصیت اصلی : می گل – گیلانه  شخصیت فرعی: رحمان
خرده شخصیت :  –                    سیاهی لشگر: فریاد زنان و مردان –
صداهای مبهم
گریم : می‌ گل و گیلان و اسماعیل گیلانه با لباس روستایی و چهره‌ای تلیده و شکسته نشان ارزنی – رنج دیده و زحمتکش می‌دهد و می گل با چهره‌ای بچه گانه و موهایی آشفته و اسماعیل صورتی رنگ پریده و زرد نشان از دردی نهان دارد.
لباس بازیگر : لباس‌های  ساده روستایی مازندران
لوازم صحنه ثابت : قاب پنجره – تخت و بالش
لوازم صحنه شخصی : تبر – لباس سربازی اسماعیل – چوب رخت – هیزم – پتو
اسباب و ادوات : تبر
حیوانات : ندارد
جلوه‌های ویژه تصویری : تصاویری از جنگ – بمباران‌ها و هواپیماهای جنگی
جلوه‌های ویژه صوتی : صدای مهیب انفجار و آژیر قرمز – شلیک ضد هوایی‌ها و صدای جیغ زنان ومردان و کودکان – ضربه‌های بهتر
محل و چگونگی وقوع رویداد در هر مکان : روستای مازندران
خلاصه صحنه : گیلانه یک فیلم دو جلدی است که ابتدا از تاریکی یکدست و غلیظ شبانه شروع می‌شود و در جلد دوم با دشت پوشیده از مه خاکستری به پایان می‌رسد.
خلاصه سکانس : ابتدا با صدای آژیر قرمز و صدای مهیب انفجارهای پی در پی تصویر قطع می‌شود و می گل در خواب ناله می‌کند و گیلانه سعی در آرام کردن او دارد. می گل گریه کنان از خواب پریده و مادر او را نوازش می‌دهد و آرام می‌کند و اسماعیل برادر می گل با قدرت هیزم‌ها را با تبر خورد می‌کند و گیلانه در حالیکه زیر لب دعا می‌خواند و به او فوت می‌کند. آرزوی خوشبختی  و تندرستی اسماعیل را از خدا می‌خواهد.
شماره سکانس : ۲   شماره صحنه : ۲
نام صحنه : اسب سواری اسماعیل
زمان : روز
مکان : دشتهای اسپیلی
داخلی : –      خارجی :  خارجی (روز)
شخصیت اصلی : اسماعیل   شخصیت فرعی:  –
خرده شخصیت :  –                    سیاهی لشگر:  –
گریم : چهره خسته ولی تنومند اسماعیل و صورتی عرق کرده
لباس بازیگر:لباس محلی مازندرانی همراه با چکمه‌های چرم بلند
لوازم صحنه ثابت : –
لوازم صحنه شخصی : لباس محلی بازیگر
اسباب و ادوات : –
حیوانات : اسب
جلوه‌های ویژه تصویری : تاختن اسب توسط اسماعیل
جلوه‌های ویژه صوتی : صدای تاختن سم‌های اسب بر روی دشت
محل و چگونگی وقوع رویداد در هر مکان : دشت‌های اسپیلی مازندران (اسب سواری)
خلاصه صحنه : اسماعیل اسب سواری می‌کند
خلاصه سکانس : عبور اسماعیل از دشت‌های اسپیلی همراه با اسب و با مقاومت می‌تازد.
شماره سکانس : ۳   شماره صحنه : ۳
نام صحنه : بدرقه اسماعیل
زمان : روز
مکان : مقابل کلبه‌ای نیمه ساخته
داخلی : –     خارجی :  روز (خارجی)
شخصیت اصلی : اسماعیل، گیلانه، معمار شخصیت فرعی: می گل، ستاره
خرده شخصیت : در جوان دیگر        سیاهی لشگر: مردان و زنان و جمعیت
انبوه
گریم : صورت یگانه و می گل و ستاره و اسماعیل، شاد و مهربان و خندان‌تر از همیشه و معمار مرد میانسال تکیده نشان می‌دهد.
لباس بازیگر : اسماعیل لباس سربازی بر تن دارد و شالی صورتی برگردن انداخته، یگانه و ستاره شال‌های بافته شده‌ای را برگردن انداخته‌اند و سوز سردی می‌وزد، می گل چادری بر سر دارد و صورتش را از سوز سرما در لابه‌لای چادرش پنهان می‌کند و معمار مرد میانسال لباس گرم بر تن دارد
لوازم صحنه ثابت : شال بافتنی – لباس‌های بافتنی
لوازم صحنه شخصی : قرآن – سبدهای میوه – هدایا و اسپند دانه- شال و لباس‌های بافته شده – دسته‌ای از گل‌های وحشی
اسباب و ادوات : وانت
حیوانات : اسب
جلوه‌های ویژه تصویری :اسب سواری اسماعیل و چیدن دسته‌ای از گل‌های وجشی توسط او بر روی اسب
جلوه‌های ویژه صوتی : صدای جمعیت زنان و مردان و همهمه آنان برای بدرقه مردان جوان به سوی جبهه‌ها
محل و چگونگی وقوع رویداد در هر مکان : مقابل اسکلت چوبی در اطراف یکی از روستاهای مازندران
خلاصه صحنه : رفتن اسماعیل با دیگر جوانان هم محلی خود به سوی جبهه‌ها و نگرانی و تشویق خانواده برای او
خلاصه سکانس : اسماعیل نامزدی به نام ستاره دارد و گیلانه مادرش و می گل خواهرش هستند او تصمیم می‌گیرد که برای دفاع از میهن خود به سمت جبهه رود و به همین دلیل در این سکانس شاهد بدرقه او هستیم توسط خانواده‌اش و خانواده او که از این تصمیم اسماعیل دچار نگرانی و اضطراب هستند و ناچار تسلیم تعمیم اسماعیل گشته و با چشمانی اشکبار او را راهی می‌کنند و اسماهیل و دیگر مردان سوار بر وانت شده و از زیر قرآن رد می‌شوند و با سبدهای میوه و هدایایی از سوی مردم مورد استقبال قرار گرفته و از زیر قرآن رد شده و راهی سفر می‌گردند.
شماره سکانس : ۴   شماره صحنه : ۴
نام صحنه : نگرانی مادر
زمان : شب
مکان : محوطه جلو کلبه همراه با مه شدید
داخلی :-     خارجی :  شب (خارجی)
شخصیت اصلی :گیلانه   شخصیت فرعی:  –
خرده شخصیت :  –                    سیاهی لشگر: –
گریم : چهره گیلانه تکیده تر و استخوانی از قبل شده و نگرانی در چهره‌اش موج می‌زند. و اشک در چشمانش موج می‌زند.
لباس بازیگر : لباس محلی مازندرانی و چادری بر کمر بسته و ژاکتی ژنده بر تن دارد و دسته‌هایی پنبه بسته
لوازم صحنه ثابت : بلکه نرده‌های چوبی
لوازم صحنه شخصی : –
اسباب و ادوات : دهنه اسب
حیوانات : اسب
جلوه‌های ویژه تصویری : نشان دادن قرص کامل ماه در آسمان و هوایی ابری
جلوه‌های ویژه صوتی : حرف زدن گیلانه با اسب و گریه کردن و نامه کردن به درگاه خداوند
محل و چگونگی وقوع رویداد در هر مکان : گیلانه درجلو کلبه و در جای که دهنده اسب به نرده‌های چوبی بسته شده ایستاده
خلاصه صحنه : راز و نیاز گیلانه با پروردگار خویش و درد و دل او با اسب اسماعیل و اشک‌ها و دلسوزی‌های مادرانه
خلاصه سکانس : گیلانه که بعد از رفتن اسماعیل بی خوابی به سرش زده از سویی دیگر نگرانی نگذاشته او چشم بر هم گذارد شبانه بلند شده و به سمت در رودی کلبه می‌رود، چشمش به اسب اسماعیل افتاده و اشک ناخودآگاه از چشمانش سرازیر می‌شود و او عاجزانه از خداوند خواهان سلامتی اسماعیل می‌باشد و او را صحیح و سالم از امام رضا می‌خواهد. ………..

برای خرید اطلاعات خود را وارد کنید
  • کلیه پرداخت های سایت از طریق درگاه بانک سامان انجام می گیرد.هر مرحله از خرید می توانید مشکل خود را با پشتیبان و فرم تماس با ما در جریان بگذارید در سریعترین زمان ممکن مشکل برطرف خواهد شد
  • پس از پرداخت وجه ، فایل محصول هم قابل دانلود می باشد و هم به ایمیل شما ارسال می گردد .
  • آدرس ایمیل را بدون www وارد نمایید و در صورت نداشتن ایمیل فایل به تلگرام شما ارسال خواهد شد .
  • در صورت داشتن هرگونه سوال و مشکل در پروسه خرید می توانید با پشتیبانی سایت تماس بگیرید.
  • پشتیبان سایت با شماره 09383646575 در هر لحظه همراه و پاسخگوی شماست
  • اشتراک گذاری مطلب

    راهنما

    » فراموش نکنید! بخش پشتیبانی مقاله آنلاین ، در همه ساعات همراه شماست

    اطلاعات ارتباطی ما پست الکترونیکی: Article.university@gmail.com

    تماس با پشتیبانی+ ایدی تلگرام 09383646575

    برای سفارشتان از سایت ما کمال تشکر را داریم.

    از اینکه ما را انتخاب نمودید متشکریم.

    معادله فوق را حل نمایید *

    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است